تحلیلی بر کارکرد سیاست فرهنگی یونسکو در پیوند کشورهای حوزه تمدنی ایران فرهنگی
نویسندگان
1 دانشیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22034/isj.2022.340620.1821چکیده
شناختن و شناساندن عناصر فرهنگی مشترک، نقش مهمی در همگرایی و واگرایی ملتها دارد. وجود تشابهات فرهنگی و آگاهی از آنها، موجب تسهیل در همکاری و ارتباطات میان کشورهاست. کارویژه اصلی یونسکو نیز پیشبرد همکاریهای فرهنگی میان ملتها میباشد و این کارگزاری با ایجاد سازوکارهای نهادی، به شناخت متقابل فرهنگهای متجانس مبادرت مینماید. در این میان، حوزه تمدنی ایران فرهنگی به عنوان یکی از برجستهترین پهنههای فرهنگی جهان، همواره از ظرفیتی کمنظیر به منظور گسترش همکاری در میان واحدهای سیاسی ذیربط برخوردار میباشد. با توجه به موارد مذکور این پرسش مطرح میباشد که یونسکو چگونه از سیاست فرهنگی در جهت توسعه پیوندهای سیاسی-هویتی در میان کشورهای حوزه تمدنی ایران فرهنگی بهره جسته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای چهارچوب نظری دیپلماسی فرهنگی و با استناد به منابع کتابخانهای و آماری انجام گرفته است. در نهایت، یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که یونسکو در قالب اجرای پروژههای فرهنگی همانند میراث جهانی، میراث فرهنگی ناملموس، حافظه جهانی، دانشگاههای همزاد، شهرهای خلاق و دیگر موارد، به همگرایی فرهنگی در حوزه تمدنی مزبور مبادرت ورزیده است. روندی که علاوه بر توسعه مناسبات چندوجهی فرهنگی در میان کشورهای این حوزه، همواره تحتالشعاع شماری از چالشهای اجرایی، سیاسی و اجتماعی نیز بوده است.