نظریه کردارگراییِ روابط بین الملل

نویسندگان

1 استاد گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22034/isj.2022.330824.1758
چکیده

کردارگرایی، یکی از جدیدترین نظریه‌هایِ روابط بین‌الملل است. این نظریه، حاصلِ ورود چرخش کرداری در رشته‌ی روابط بین الملل، در دهه‌ی نخست قرن بیست‌و‌یکم می‌باشد. در باره‌ی ماهیت و هویت کردارگرایی در روابط بین‌الملل اختلاف نظر است. برخی آن را نسخه‌ی تحول و تکامل یافته‌ی سازه‌انگاری دانسته و آن را نوسازه‌انگاری می‌خوانند؛ بعضی دیگر، کردارگرایی را نظریه‌ای متفاوت و متمایز از سازه‌انگاری می‌دانند. در این مقاله استدلال می‌شود که کردارگرایی یک نظریه‌ی مستقل از سازه‌انگاری است؛ به‌گونه‌ای‌که با تلقی کردارهای بین‌المللی به‌عنوان واحد تحلیل و متغیر مستقل، به تبیین تجربی و عملی روابط بین‌الملل می‌پردازد. در واقع، روابط بین‌الملل برحسب کردارهای روزمره‌ای که کنش‌ورزان بین‌المللی به‌طور روزانه انجام می‌دهند تعریف و تحلیل می‌گردد. هدف این مقاله، تقریر، تبیین و نقد نظریه‌ی کردارگراییِ روابط بین الملل است. برای تأمین این هدف، نخست، چرخش کرداری در روابط بین‌الملل مرور می‌شود. سپس، رهیافت‌های نظری مختلف و انواع کردارگرایی توضیح داده می‌شود. سومین بخش، به بررسی اصول و مفروضه‌ها و تعهدات نظریِ کردارگرایی می پردازد. گفتار چهارم، به بحث چگونگی تحلیل روابط بین‌الملل، در قالب چند مطالعه‌ی موردی، از منظر کردارگرایی اختصاص دارد. در آخرین قسمت، نظریه‌ی کردارگرایی روابط بین‌الملل نقد و ارزیابی می‌گردد. سرانجام، نتیجه مباحث ارائه می گردد. کلید‌واژه‌ها: کنش، کردار، چرخش‌کرداری، کردارنگاری، عادت‌واره، رابطه‌گرایی، اجتماع کرداری، عمل-گرایی.