عطرشناسی در سنت داروشناسی دورۀ اسلامی از سدۀ سوم تا نهم قمری

نویسندگان

1 پژوهشگر مستقل

2 استادیار پژوهشکده تاریخ علم، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhic.2021.317894.654215
چکیده

در بیشتر آثار داروشناسی دورۀ اسلامی، به مواد خوشبوی و از جمله آنچه در متون دورۀ اسلامی عطر انگاشته می‌شد، توجه شده است. در این آثار ضمن برشمردن ویژگی‌های دارویی هر عطر، اجناس مختلف آن و مناطقی که هر جنس در آنجا به دست می‌آید معرفی شده است. توجه برخی داروشناسان به این موضوع گاه تا بدانجا بوده که حاصل کار از لحاظ جزئیات و تفصیل حتی از بیشتر عطرنامه‌ها نیز پیشی گرفته است. مقایسۀ گزارش‌های گاه بسیار مفصل دربارۀ اجناس 4 عطر اصلی عنبر، عود، کافور و مشک، مشهور به «اصول»، در آثار داروشناسی و یافتن ارتباط میان آن‌ها و عطرنامه‌ها، و نیز شناخت ارتباط محتوایی میان آثار داروشناسی با یکدیگر در این موضوع می‌تواند در ترسیم چشم‌اندازی روشن برای سنت عطرشناسی دورۀ اسلامی به‌کار آید. چشم‌اندازی که تاکنون به دلیل نبود جستارهای تطبیقی در این باره فراهم نشده است. البته بی‌توجهی شماری از داروشناسان در یادکرد منابع، موجب شده است که در بسیاری موارد، شناخت این ارتباط‌ها جز با مقایسۀ محتوایی و متنی میسر نگردد.