بازنمایی اخبار زلزلۀ ماهدشت کرج در مطبوعات پرشمارگان کشور
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله
2 دکتری علوم ارتباطات و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
3 دکتری مدیریت رسانه و استادیار علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
10.22059/jhsci.2018.255878.358چکیده
ایران در معرض مخاطرات محیطی و طبیعی مختلفی قرار دارد. یکی از این مخاطرات که گاهی کشور را با بحران مواجه میکند زلزله است که وقوع آن در کشور از دیگر مخاطرات محیطی بیشتر است؛ بهطوری که فقط در سال گذشته بیش از یکصد زلزلۀ شدیدتر از 4 ریشتر، مناطق مختلف کشور را لرزاند. زلزلۀ 29 آذر 1396 ماهدشت کرج، شاید مهمترین واقعۀ لرزهای سال گذشتۀ کشور بود. این زلزله تلفاتی نداشت، اما بهدلیل تأثیرگذاری آن بر کلانشهر تهران، مهم تلقی میشود و بررسی و تحقیق دربارۀ چگونگی بازنمایی آن در مطبوعات، با توجه به تأثیر مهم رسانهها در مدیریت مخاطرات و جلوگیری از تبدیل آن به بحران ضروری است. بهمنظور شناخت چگونگی پوشش خبری و مواجهۀ رسانهای با این رویداد، در این مقاله، شش روزنامۀ پرشمارگان (همشهری، ایران، کیهان، شرق، شهروند و جوان) در مقطع زمانی سه روز پس از وقوع زلزله، به روش تحلیل محتوای کمّی بررسی شدند. جامعۀ آماری پژوهش، شامل همۀ اخبار، گزارشها، مقالات و مطالب مرتبط با زلزلۀ تهران در روزنامههای مذکور بود که به روش تمامشماری انتخاب شدند. در مجموع در دامنۀ زمانی ذکرشده 99 مطلب تحلیل شد. براساس نتایج این تحقیق مشخص شد که عملکرد رسانههای بررسیشده با تأخیر و کندی همراه بود. بنابراین اصل سرعت انتشار دچار نقصان بوده و از رویکرد قانون طبیعی پیروی کرده است. استفاده از رسانههای مبتنی بر وب، بستر فضای مجازی و شبکههای اجتماعی برای اطلاعرسانی توسط نهادهای متولی مدیریت بحران و نیز بهرهگیری از شیوههای نوین روزنامهنگاری مثل اینفوگرافی در مطبوعات کشور حضور کمرنگی دارد. این نکته نیازمند توجه، بازنگری و اقدام لازم است. راهبرد رسانههای بررسیشده در خصوص آرامشزایی دچار نقصان است و این موضوع حاکی از آن است که رسانهها به وظایف خود در مراحل مختلف بحران اشراف کامل ندارند. بیشتر مطالب توسط خبرنگاران خود روزنامهها تولید شد و مطالب منتشرشده بدون تعارض بود که نشاندهندۀ دقت و صحت زیاد مطالب منتشرشده است. رویکرد بیشتر روزنامهها رویدادمدار بود و کمتر به فرایند واقعه و چرایی و چگونگی آن پرداخته شد و بهعبارتی مقالات تحلیلی چندان زیاد نبود.