نکول شرکتی و قیمت‌گذاری دارایی‌ها در بازار سهام

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دکتری گروه مالی و بانکداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

3 استاد گروه مدیریت عملیات و فناوری اطلاعات، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری گروه مدیریت مالی و مهندسی مالی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22103/jak.2023.21254.3868
چکیده

هدف: هدف این پژوهش، تحلیل نقش نکول شرکتی در قیمت‌گذاری دارایی‌ها و توضیح سودآوری مهمترین راهبردهای سرمایه‌گذاری است. روش: در این پژوهش، از نسخه‌های بسط‌یافته مدل‌های فاما و فرنچ (1993) و کارهارت (1997) به‌منظور آزمون رابطه بین بازده‌های مازاد سهام و فاکتورهای ریسک استفاده شده است. یافته‌ها: صرف ارزش، بی‌تفاوت نسبت به حضور یا عدم حضور فاکتور نکول شرکتی در مدل‌های قیمت‌گذاری دارایی‌ها، غالباً در گروه‌های سهام کوچک ارزشی و بزرگ ارزشی، وجود دارد. با ورود متغیر نکول شرکتی، معناداری اثر اندازه در بین سهام بزرگ ارزشی ناپدید می‌شود، اما این فاکتور همچنان تأثیرگذاری خود را در توضیح نوسان‌های بازده سه گروه دیگر سهام شامل کوچک ارزشی، کوچک رشدی و بزرگ رشدی، حفظ می‌کند. همچنین، مشخص شد که بازده‌های مازاد هیچ‌یک از پرتفوی‌ها، حاوی صرف تکانه نیستند. مهم‌تر اینکه، یک رابطه منفی و معنادار بین احتمال نکول شرکتی و بازده‌های مازاد پرتفوی‌ها مشاهده می‌شود. نتیجه‌گیری: ورود فاکتور نکول شرکتی به مدل‌های پیش‌گفته، عملکرد آنها را در قیمت‌گذاری سهام بهبود می‌دهد. نماگر احتمال نکول کمپل و همکاران، بیشترین سهم را در افزایش قدرت توضیح‌دهندگی مدل‌های مذکور دارد. امتیاز O اولسن و امتیاز Z آلتمن، در رتبه‌های دوم و سوم قرار می‌گیرند و معیار مبتنی بر مدل مرتون، در جایگاه آخر می‌ایستد. با توجه به یافته‌های پژوهش، نمی‌توان صرف ارزش، صرف اندازه و صرف تکانه در بازده سهام را به‌عنوان پاداشی در ازای تحمل ریسک نکول در نظر گرفت.