درج همخوان برای جلوگیری از التقای واکه ها در زبان فارسی: یک بررسی آوایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان شناسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)

doi
10.22059/jolr.2019.72002
چکیده

در یک مطالعۀ آزمایشگاهی درج همخوان غلت [j] و چاکنایی­های [?] و [h] برای جلوگیری از التقای واکه­ها را از طریق مشاهدۀ الگوی تغییرات فرکانس و شدت انرژی سیگنال صوتی بررسی کردیم. تعدادی کلمۀ فارسی حاوی وندهای اشتقاقی، تصریفی یا واژه­بست که شامل توالی­های واکه­ای V1-V2 بودند، انتخاب شدند طوری که V1 عضو پایانی ستاک (ریشه) کلمه و V2 عضو آغازی پسوند باشد. در پیشینۀ مطالعات فارسی چنین بحث شده است که درج همخوان در توالی­های واکه­ایِ V-V وابسته به مشخصۀ آوایی واکۀ اول است. بر این اساس با توجه به اهمیت V1 در تعیین ماهیت آوایی همخوان میانجی، کلمات طوری انتخاب شدند که شامل هر یک از شش واکۀ زبان فارسی، در جایگاه V1 باشند. دو نوع اندازه­گیری صوتی بر روی زنجیره­های آوایی هدف انجام شد؛ یکی در حوزۀ فرکانس (الگوی گذار فرکانس­های F1 و F2 در گذار از واکه­ به همخوان میانجی و بالعکس) و دیگری در حوزۀ شدت انرژی (شدت انرژی کل و شدت انرژی فرکانس­های میانی و بالا). نتایج نشان داد که درج غلت [j] در V-V باعث تغییر الگوی گذار فرکانس سازه­ها می­شود، ولی درج چاکنایی­ها در این بافت منجر به تغییرات فرکانسی سازه­ها نمی­شود. این نتایج همچنین نشان داد که درج همخوان­های میانجی در V-V منجر به کاهش دامنۀ انرژی فرکانس­های میانی و بالا می­شود، ولی دامنۀ انرژی فرکانس­های پایین با درج این همخوان­ها تغییر نمی­کند. بر این اساس، چنین بحث کردیم که مهم‌ترین تغییر صوتی در گذار از واکه به همخوان میانجی و همخوان میانجی به واکه در VGV، تغییر در الگوی زمان­بندی ارتعاش تاراواهاست. این تغییر، حداقل تغییر آوایی لازم برای تبدیل ساخت واجی غیرمجازِ V.V به VCV است. از دیدگاه واجی، یافته­های این پژوهش با نظام مشخصه­بنیاد چامسکی و هله (1968) مطابقت دارد که بر اساس آن چاکنایی­ها و غلت­ها به طور مشترک با مشخصه­های آوایی  [-vocalic] و  [-cons] نمایش داده می­شوند.