الگوی انتقال قدرت در سیاست خارجی چین در دوره شی جین پینگ با تاکید بر مولفه ی اقتصادی
نویسندگان
1 دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی (ره)
2 دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی (ره)
doi
10.22034/isj.2022.287680.1503چکیده
نظریه انتقال قدرت بر مسئله پویایی نظام و چگونگی تحول قدرت در سیستم بینالملل تمرکز دارد و ماهیت نظام بینالملل را دارای خصلتی سلسله مراتبی میداند که بر اساس آن منازعه و کشمکش برای کسب سلطه همواره امکانپذیر است. ارگانسکی بهعنوان یکی از برجستهترین نظریهپردازان انتقال قدرت، در قالب این نظریه امکان خیزش چین را یکی از واقعیتهای نظام بینالملل میداند و تأکید میکند که چرخه قدرت بر اساس رشد تکنولوژیکی و در مرحله بلوغ قدرت صورت میگیرد و در این مرحله دولتها منابع مختلف خود را برای انتقال قدرت به کار میگیرند و لذا چین در آینده در چنین وضعیتی قرار خواهد گرفت. این پژوهش بر این مسئله تمرکز دارد و هدف اصلی آن این است که مسئله خیزش چین را بر مبنای دیدگاه انتقال قدرت در دوره شی جین پینگ و با تأکید بر 3 استراتژی اقتصادی این کشور تبیین نماید. بر این اساس سؤال اصلی این پژوهش این است که استراتژیهای اقتصادی شی جین پینگ شامل «یک کمربند و یک جاده»، «طرح ساخت چین 2025» و «راهاندازی بورس نفت خام چین بر مبنای یوان» از چه جایگاهی در دیدگاه انتقال قدرت چین برخوردارند؟ طبق نتیجه این پژوهش، این 3 استراتژی اگرچه جنبهای اقتصادی دارند اما اهداف سیاسی و امنیتی کلانی را برای چین به دنبال دارند و رهبر جدید چین تلاش کرده است که از طریق آنها اهداف کلان هژمونیک و انتقال قدرت چین را پیش برد. پاسخ به سؤال پژوهش در قالب روش تحلیلی-توصیفی صورت پذیرفته است.