بررسی انگیزههای دولت عدالت و توسعه ترکیه از کارزار نظامی-سیاسی در استان نینوای عراق
نویسندگان
1 مطالعات خاورمیانه، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران/ دانشجوی دکتری
2 استادیار هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22034/isj.2022.304917.1590چکیده
همزمانی نسبی روی کار آمدن دولت عدالت و توسعه در آنکارا و سقوط صدام در عراق و بروز خلاء قدرت ناشی از آن در این کشور، تحرکات عمیق، فشرده و چندلایه ترکیه در مناطق شمالی آن را در پی آورد. دولت اردوغان با استناد به تهدید پ.ک.ک (به عنوان عامل امنیتی)، سند عهد ملی (به عنوان عامل تاریخی) در خصوص تعلق موصل و کرکوک به ترکیه و توافقنامه تعقیب گرم منعقده میان بغداد و آنکارا (عامل حقوقی) استقرار نیروهای نظامی خود را به 15 کیلومتری موصل و دامنه حملات هوایی و پهپادی را به عمق 200 کیلومتری خاک عراق رسانده است. تمامی این تحرکات آک پارتی با تاکید همزمان بر احترام به حاکمیت عراق و عدم طمع ورزی به خاک آن کشور انجام میگیرد. مقاله حاضر درصدد پاسخگویی به این پرسش اصلی است که «چرا ترکیه پس از سقوط صدام و ظهور داعش، ابعاد تحرکات نظامی-سیاسی خود در شمال را افزایش داده است؟». جهت پاسخ به این سوال، طی مطالعهای توصیفی-تبیینی با کاربست منابع کتابخانهای و اسناد تاریخی، جستاری در کتب، مقالات و گزارش اندیشکدهها و رسانههای معتبر به زبانهای عربی، ترکی، فارسی و انگلیسی انجام دادیم و در پایان با استفاده از یافتههای حاصل از این مطالعه، به این نتیجهگیری کلی رسیدیم: «ترکیه با ترکیبی از انگیزههای تاریخی-هویتی سازهانگارانه (برآمده از ایدئولوژی نئوعثمانیسم) و قدرت طلبانه رئالیستی، در کسوت یک بازیگر طمعکار و نه جویای امنیت، بدنبال تسلط بیشتر بر سرزمینهای شمال عراق است».