مقابله با افراطیگری دینی در حقوق بینالملل؛ تأملی بر چالشها و موانع
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استاد گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
4 دانشجوی دکتری رشته حقوق بینالملل عمومی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/isj.2022.288630.1506چکیده
با وقوع حملات 11 سپتامبر، ظهور گروه دولت اسلامی، طالبان و وقایع میانمار، موضوع افراطگرایی دینی بهعنوان تهدیدی بر ضد صلح و امنیت بینالمللی و نیز حقوق بشر موردتوجه قرارگرفته است. در سطح بینالمللی اقداماتی جهت مقابله و کنترل افراطیگری انجامیافته ولی به نظر میرسد نتیجه دلخواه حاصل نشده است. بعد از بیست سال نبرد در افغانستان، طالبان مجدداً حکومت را در دست گرفته، گروه دولت اسلامی در سوریه و عراق اقدامات خود را افزایش داده و با مظاهر جدید افراطیگرایی دینی روبرو هستیم. در پژوهش پیش رو پرسش اصلی آن است که آیا ساختارها و هنجارهای حقوق بینالملل معاصر میتوانند با افراطگرایی دینی مقابله نمایند؟ در مقاله حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای نگارش یافته است، با بررسی مفهوم افراطگرایی و دین، سه خوانش مختلف از بنیان و مبانی حقوق بینالملل و تعارض آنها با دین تندرو که ناشی از بنیادهای قوانین و تفاوت ناشی از هدف است، تحلیلشده و نتیجه گیری مینماید به علت ایرادات بنیادین در ساختارها و هنجارهای حقوق بینالملل، این نظام حقوقی توانایی مقابله با افراطگرایی دینی را نداشته و از رسیدن به تصمیمی قاطع در مقابل افراطگرایی دینی ناتوان است.