واژهشناسی، رمزگشای مدیریت مخاطرات محیطی
نویسندگان
1 استادیار گروه مخاطرات محیطی و سیستمهای اطلاعات جغرافیایی، واحد لنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان
doi
10.22059/jhsci.2018.246140.295چکیده
استفادۀ گسترده از واژگان بهظاهر مترادف، در حوزۀ دانش مخاطرات محیطی، مطلب ناآشنایی برای متخصصان این رشته بهحساب نمیآید؛ از اینرو، سؤال پژوهش حاضر آن است که آیا استفاده از واژگانی چون بلایای طبیعی، بحرانهای طبیعی یا مخاطرات طبیعی بهجاست و کاربرد همعرض آنها مجاز است؟ آیا این واژگان بهراستی همه حامل یک معنا هستند؟ اگر پاسخ منفی است، چه عوارضی بر کاربرد واژگان مترادف مترتب است؟ در این مقاله با استفاده از تحلیل گفتمان و روش عملیاتی پدام، با انتخاب ده عنوان رشتۀ دانشگاهی و سه متن از متون در قلمرو این دانش، به تحلیلی مفهومی در پاسخ به پرسشهای یادشده پرداخته شد. نتایج این پژوهش گواه آن است که ویژگیهای زبانی چون هممعنایی، چندمعنایی و نسبیت زبانی در زمینۀ پژوهش و در حوزههای نظری دانش مخاطرات چون معرفتشناسی، وجودشناسی و شناختشناسی تأثیر بسزایی دارد و بهکار گرفتن این شیوه واژگان مسبب بروز مسائل حادی اجرایی خواهد بود؛ چنانکه میتوان ادعا کرد که مدیریت مخاطرات محیطی بسیار پیشتر از آنکه معطوف به شناخت پدیدهای فیزیکی و تدوین چارچوبهای مدیریتی و عملیاتی باشد، معطوف به عنصر فرهنگی- زبانی است و از اینرو، تشریح و تبیین دقیق واژگان تخصصی، نویدبخش آیندهای روشن در این راه خواهد بود.