بازخوانی پارادوکس حاکمیت و مداخله در حقوق بین الملل نوین (مطالعه موردی: بحران سوریه)

نویسندگان

1 استادیار گروه روابط بین الملل، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران

2 دانشجوی دوره دکتری، گروه روابط بین‌الملل، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران.

3 دانشیار گروه روابط بین الملل، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.

doi
10.22034/isj.2021.261606.1314
چکیده

حاکمیت، عنصر بنیادین و قوام‏ بخش در شکل‏گیری و استمرار دولت‏های مدرن در روابط بین‏الملل به حساب می‏آید. این مفهوم، با گذشت زمان، با تحول ماهوی مواجه شده به گونه‏ای که در دوره معاصر، حاکمیت مطلق به حاکمیت نسبی و توام با مسوولیت تبدیل شده است. در این چارچوب، مفهوم اولیه و رایج مداخله و ارتباط آن با حاکمیت در حقوق بین‏الملل نیز با تغییرات جدیدی مواجه شده چنان‏چه با تفسیر مضیق از حاکمیت، مفاهیمی مانند مداخله بشردوستانه و دکترین مسوولیت حمایت، مورد تاکید قرار گرفته‏اند. در این میان، بحران‏هایی نظیر بحران لیبی، سوریه، یمن و... با تعارض منافع متکثر قدرت‏های منطقه‏ای و فرا‏منطقه‏ای، پارادوکس حاکمیت و مداخله در حقوق بین الملل نوین را نمایان‏تر ساخته است. این مقاله تلاش نموده تا به بررسی این سوال بپردازد که حقوق بین‏الملل معاصر چگونه به پارادوکس نسبت حاکمیت و مداخله، واکنش نشان داده است؟ از این رو، هدف از انجام این پژوهش که از روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از اسناد کتابخانه‌ای و اینترنتی بهره گرفته است، بررسی رویکرد و قواعد حقوق بین الملل کنونی در رابطه میان حاکمیت و مداخله است. یافته‏های این پژوهش نشان می‏دهد که در پرتو ارتباطات بین المللی و شکل گیری وجدان دسته جمعی بشری و تزاید مسئولیت کشورها بویژه تحت تاثیر وجدان جهانی سایبری، نسبت حاکمیت و مداخله در حقوق بین الملل نوین در راستای تقویت گفتمان تحدید حاکمیت به سود مداخله و تقویت گزاره حاکمیت توام با مسوولیت دولت‏ها و هم‏راستا با منافع قدرت‏های بزرگ سوق داده شده است.