بسط نظریه اتوپایسیس در تأثیر ابعاد محتوایی ساختار شرکتها بر توسعه پارادایم گزارشگری یکپارچگی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه حسابداری، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران.
3 دانشیار، گروه حسابداری، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
doi
10.22103/jak.2022.18288.3584چکیده
هدف: امروزه گزارشگری فقط برای اطلاعرسانی نیست، بلکه با گسترش مفاهیمِ مدیریتی و کسب وکار، نگاه شرکتها به سوی تمام ذینفعان معطوف شده و تغییرات عمدهای در روشهای کسب وکار، شیوه تولید سرمایه و حیطه تعامل با ذینفعان است که برای رفع این نیاز، روی آوردن به گزارشگری یکپارچه به عنوان مبنایی مبتنی بر توسعه ارزشهای تعامل با ذینفعان میتواند بسیار مهم و اثربخش باشد. اما فقدان یک هماهنگی و توازن بین ساختار با سیستمهایی همچون سیستم گزارشگری مالی، سبب میگردد کارکردهای شیوه گزارشگری یکپارچه از ظرفیتهای ایجادِ ارزش فراگیر برخوردار نباشد. لذا، این پژوهش با بسط نظریه اتوپایسیس به دنبال بررسی تأثیر ابعاد محتوایی ساختار شرکتها بر توسعه پارادایم یکپارچگی گزارشگری مالی است. روش: پژوهشِ حاضر از رویکرد نتیجه، جزء پژوهشهای کاربردی محسوب و از نظر هدف در دسته پژوهش توصیفی/ همبستگی قرار میگیرد، زیرا اقدام به مطالعه دادههای مربوط به یک مقطعِ زمانی یعنی 1399-1398 براساس روش تحلیل دادههای مقطعی، مبتنی بر تحلیل مسیر و چارچوب مدلِسازی ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS) مینماید. داده مربوط به متغیرِ یکپارچگی گزارشگری از طریق چکلیست امتیازی افشای اطلاعات شرکتها براساس گزارشهای صورتهای مالی استخراج گردید و و دادهی مربوط ابعاد محتوایی از طریق توزیع پرسشنامه بینِ مدیران عاملِ شرکتهای مورد بررسی، گردآوری شد. یافتهها: نتایج نشان داد، ابعاد محتوایی بر توسعه پارادایم یکپارچگی گزارشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجهگیری: در واقع این نتیجه نشان داد، برمبنای بسط نظریه اتوپایسیس که بیانکننده سطح همراستایی ساختار با سیستم است، ابعاد محتوایی به عنوان مبنای ساختاری یک شرکت میتواند سببِ افزایش اثرمثبت در پارادایم یکپارچگی گزارشگری شود.