مواجهه ملاصدرا با تناقض‌باوری عارفانه

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد فلسفه وکلام اسلامی دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه فلسفه وکلام اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران

doi
10.30465/lsj.2022.42406.1411
چکیده

آشتی دادن عرفان، برهان و قرآن از ویژگی­های بارز فلسفه صدرالمتألهین شیرازی به شمار می­آید. اما با توجه به تناقض­باوری برخی از عرفا و تأکید فلسفه بر عقل برهانی، این رسالت چندان ساده به نظر نمی­رسد. از جمله مواضع تناقض­باوری عارفانه می­توان به اعتقاد عرفا به تحقق برخی تناقضات در عالم مثال اشاره کرد. این مقاله در صدد بررسی آن است که ملاصدرا در موضع یاد شده چه راه­کاری­هایی را برای خروج از تناقض­باوری اتخاذ کرده و این راه­کارها تا چه اندازه از درستی برهانی و منطقی برخوردار هستند. نگارنده با استفاده از روش تحلیل انتقادی این فرض را داشته است که صدرالمتألهین برای رهایی از تناقض­باوری عارفانه و آشتی آموزه­های عرفانی در مورد عالم مثال، دست به تقیید قاعده تناقض در عرصه عوالم مجرد از ماده زده است. بررسی نگارندگان حاکی از آن است که برخی از براهین صدرالمتألهین در این زمینه از اشکالات منطقی رنج می­برد. با این حال، برخی از براهین او نیز قابل­پذیرش هستند. این مقاله ابتدا به تبیین تناقض­باوری عارفانه در عالم مثال، سپس تلاش صدرا برای رهایی از آن، و در نهایت تحلیل انتقادی تلاش وی پرداخته است.