انقلابهای عربی: گذار از نسلهای چهارگانه نظریه انقلاب
نویسندگان
1 استادیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
10.22034/isj.2021.281331.1460چکیده
از آنجا که تمامی جریانهای فکری موجود در نسلهای مختلف نظریه انقلاب تنها قادر به شناخت و تفسیر ابعاد آن دسته از انقلابهایی هستند که در صدد شناخت آنها برآمدهاند، به نظر میرسد استفاده از آنها برای توجیه نظری انقلابهای آتی معقول و کارآمد نباشد. بر این اساس، شاکله اصلی نظریههای انقلاب در طول چهار نسل نظری پیشین مبتنی بر یک مجموعه از عوامل و مولفههای از پیش تعیین شده به عنوان عوامل پیشبرد انقلاب است که بنا بر ضرورت در تمامی انقلاب-ها به ویژه انقلابهایی که بعد از زمان ارائه آنها به وقوع پیوستهاند موضوعیت ندارد. با توجه به این توضیحات و عنوان نوشتار حاضر میتوان این سوال را مطرح کرد، آیا تمامی ابعاد انقلابهای عربی به واسطه دیدگاههای موجود در نسلهای چهارگانه نظریه انقلاب قابل توجیه و تبیین نظری هستند؟ نتیجه بررسیهای بعمل آمده گویای آن است که حداقل در سه حوزه یعنی اتصال فرآیندی سطوح داخل و بینالملل در یک چارچوب تاریخی خاص، نقش بیطرفانه ارتش در تبدیل ناآرامیها به انقلاب و در نهایت پیروزی انقلابها در شرایط فقدان رهبری با عوامل مورد اشاره در نظریههای پیشین تفاوت عمیقی دارند. مولف در این اثر قصد دارد بر پایه روش انطباق عوامل تاثیرگذار بر بروز ناآرامیهای عربی در سه حوزه مذکور با عوامل مورد اشاره همسان در نظریههای چهارگانه انقلاب تفاوتهای یاد شده را بررسی نماید.