درآمدی بر نقش و جایگاه نهاد قومِس در تاریخ اسپانیای اسلامی

نویسندگان

1 استادیار سازمان سمت

2 دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران

3 تاریخ و تمدن ملل اسلامی، الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jhic.2019.259568.653902
چکیده

ورود اسلام به سرزمین‌های مختلف، بنا بر شرایط فرهنگی و چگونگی تعامل مردم آن سرزمین‌ها با آیین اسلام، پیامدهای متفاوتی به دنبال داشته است. مسلمانان به عنوان حکمرانان سرزمین‌های تازه فتح‌شده، قوانین مذهبی و سیاسی جدیدی مبتنی بر آیین اسلام وضع می‌کردند و گاه نیز، عرف جامعه، فرهنگ منطقه و میراث تاریخی آن را در وضع مقررات جدید در نظر می‌گرفتند. اندلس یکی از سرزمین‌هایی بود که در اواخر قرن اول ق به تصرف مسلمانان درآمد؛ سرزمینی که پیش از آن تحت حاکمیت گوت‌ها بود و قوانین مذهبی و سیاسی خاص خود را داشت. از آن‌جا که در ابتدای ورود اسلام به اندلس، بیشتر مردم آن پیرو آیین مسیحیت بودند، حاکمان مسلمان حل و فصل شماری از مسایل قضایی و مالی آنان را به کسانی از میان خود ایشان سپردند و به همین سبب، نهاد «قومس» را که از زمان گوت‌ها بر جای مانده بود، با تغییراتی اندک به رسمیت شناختند. در پژوهش پیش رو بر اساس روش تحلیلی ـ توصیفی و با جست‌وجو در منابع تاریخی و توجه به پژوهش‌های نوین، وظایف نهاد قومس، چگونگی انتخاب و جایگاه آن در تاریخ اسپانیای اسلامی، به‌ویژه در رابطه با اوضاع اجتماعی مسیحیان بررسی می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که قومس وظایفی چون هدایت و رهبری جامعۀ مسیحی، حل و فصل مسائل قضایی آنان، گردآوری مالیات و نظارت بر امور مذهبی و کلیساها را شامل می‌شده و در تحولات تاریخی، اجتماعی و اقتصادی مسیحیان، نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است.