نقش سیاستهای جانشینان ملکشاه در بیثباتی سیاسی دولت سلجوقیان
نویسندگان
1 استاد گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی
2 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه خوارزمی (نویسنده مسئول)
3 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی
4 استادیار گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jhic.2019.270881.653958چکیده
ماهیت استبدادی حکومت پادشاهان سلجوقی و جایگاه بی بدیل سلطان در ساختار این حکومت، در تحلیل و بررسی علل فروپاشی سلجوقیان، واجد کمال اهمیت است و ضعف و زوال حکومت جانشینان ملکشاه نیز برآیند چنین بیثباتی سیاسی بود. با عنایت به این امر، بررسی و شناخت عوامل پدیدآورنده و تشدیدکنندۀ بیثباتی سیاسی در این برهۀ تاریخی اهمیت بسیار مییابد. در این مقاله درصدد پاسخ بدین پرسش بودهایم که میان سیاستهای جانشینان ملکشاه از قبیل نزاع بر سر جانشینی، بیتوجهی به امور رفاهی مردم، دمیدن به آتش جنگهای مذهبی و درگیری با خلافت و بروز بیثباتی سیاسی در این دوره چه ارتباطی وجود داشته است؟ چارچوب نظری نگارندگان، نظریۀ دیوید ساندرز در باب بیثباتی سیاسی است. بر این اساس، بیثباتی سیاسی در دورۀ جانشینان ملکشاه بر مبنای دو مفهوم اساسی تغییرات و چالشها تبیین و شاخصهای آن طی چهار مقولۀ تغییر هنجار، تغییر مقامات اصلی اجرایی، تغییر مرزها و چالشهای خشونتآمیز بازشناسی شده است. دستاورد این تحقیق حاکی از این است که همبستگی چشمگیری میان سیاستهای جانشینان ملکشاه و بروز بیثباتی سیاسی در این برهۀ تاریخی وجود داشته است.