مبادله سیاست گذاری بین مالیات مستقیم و غیر مستقیم در ایران: رهیافت رگرسیون آستانه ای خود محرک

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد، پژوهشکده اقتصاد و مدیریت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.22075/jem.2020.19566.1429
چکیده

یکی از مباحث چالش­برانگیز در حوزه سیاست­های مالیاتی، مسئله مبادله سیاست­گذاری بین مالیات­های مستقیم و غیر مستقیم می­باشد. در این راستا، مسئله اساسی این است که سیاست­گذار، سیاست­های مالیاتی خود را معطوف به افزایش مالیات­های مستقیم کند یا غیر مستقیم؟ بر این اساس، مطالعه حاضر با استفاده داده­های دوره زمانی 1396-1350 و الگوی رگرسیون آستانه­ای خود محرک (SETAR) به بررسی مبادله سیاست­گذاری بین مالیات­های مستقیم و غیر مستقیم در ایران می­پردازد. بر اساس یافته­های این تحقیق، مالیات­های مستقیم و غیر مستقیم در قالب یک ساختار 3 رژیمی بر رشد اقتصادی ایران طی دوره تحت بررسی اثرگذاشته­اند. در رژیم اول (سال­هایی که نرخ رشد اقتصادی کمتر از 41/6- درصد بوده است)، اثر مالیات­های مستقیم و غیر مستقیم به صورت درصدی از GDP بر رشد اقتصادی به لحاظ آماری معنادار نبوده است. در رژیم دوم (سال­هایی که نرخ رشد اقتصادی بزرگتر از 41/6- و کوچکتر از 47/9 درصد بوده است)، این اثرگذاری برای مالیات­های غیر مستقیم مثبت و معنادار و برای مالیات­های مستقیم معنادار نبوده است. نهایتاً و در رژیم سوم (سال­هایی که نرخ رشد اقتصادی بزرگتر از 47/9 درصد بوده است)، مالیات غیر مستقیم به صورت درصدی از GDP اثر مثبت و معنادار و مالیات غیر مستقیم به صورت درصدی از GDP اثر منفی و معنادار بر رشد اقتصادی داشته است. بنابراین این قابل استنباط است که در دامنه رشد اقتصادی بزرگتر از 41/6- درصد، می­توان یک مبادله سیاست­گذاری در جهت افزایش مالیات­های غیر مستقیم نسبت به مالیات­­های مستقیم متصور شد، به نحوی که بر رشد اقتصادی اثر مثبتی داشته باشد.