مکتب انگلیسی و جایگاه حقوق بینالملل در جامعه بینالمللی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه حقوق بین الملل عمومی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
2 استادیار عضو هیأت علمی گروه روابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی ، کرج، ایران.
3 استادیار عضو هیأت علمی گروه حقوق بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی ، کرج، ایران.
4 استادیار عضو هیأت علمی گروه حقوق بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی ، کرج، ایران.
doi
10.22034/isj.2020.118516چکیده
در نگاه رایج متاثر از نظریه واقعگرایی، حقوق بینالملل صرفا ابزاری مدرن در خدمت قدرتهای بزرگ است تا دستیابی به اهداف آنان قانونی جلوه کند و تا زمانی مورد احترام است که برای منافع ملی سودآور باشد. در واقع پشت نقاب زیبا و فریبنده حقوق بینالملل سیاستهای مداخلهگرانه و منافع خودخواهانه پنهان است. در مقابل شاخه سولیداریسم مکتب انگلیسی بدون انکار نقش محوری حاکمیت دولتها، درشکلگیری اجماع جهانی بر هنجارهای حقوق بینالملل وکمرنگ شدن خط فاصل میان جامعه داخلی و بینالمللی تمرکز دارد و به عنوان یکی از پایههای نظری پارادایم حکمرانی خوب، با تاکید بر هنجارهای حقوق بینالملل بشر دولتها را به سمت رعایت استانداردهای حکمرانی سوق میدهد. این که آیا رویکرد مکتب انگلیسی به حقوق بینالملل توانسته استانداردهای حقوق بشر و حکمرانی مطلوب در جامعه بینالمللی را ارتقاء بخشد؟ سوال این مقاله است که با بهرهگیری از روش گردآوری دادهها از نوع اسنادی از طریق کتابها، مقالات، سایتها و منابع اینترنتی، به این نتیجه رسیدیم که گرچه نظام حقوقی بینالملل مشتمل بر قواعد افقی و مبتنی برهمکاری تابعان است. اما دولتها به موجب همین قواعد و هنجارهای مشترک جامعه بینالمللی را میسازند و با محدود نمودن خود به رعایت این مقررات، تخطی از موازین حقوق بشر و استانداردهای حکمرانی را غیرمجاز میدانند و به لحاظ حفظ اعتبار و مشروعیت بینالمللی خود به راحتی حاضر به کنارگذاشتن آنها نیستند.