مقایسه تطبیقی راهبرد دیپلماسی عمومی چین و ترکیه در آفریقا
نویسندگان
1 دانشیار عضو هیات علمی گروه روابط بینالملل، دانشکده الهیات، حقوق و علوم سیاسی،واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران،
2 دانشجوی دکتری گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
3 استاد گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی
4 دانشیار گروه روابط بین الملل، دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه
doi
10.22034/isj.2021.255642.1296چکیده
شرایط جدید نظام بین الملل موجب شده است تا مولفه های جدیدی ایفای نقش کنند و کشورها برای دستیابی به اهداف و تامین منافع ملی خود، ابزارهای جدیدی را به کار گیرند که از مهمترین آنها می توان به بهره گیری از دیپلماسی عمومی به عنوان ابزار قدرت نرم اشاره داشت. با توجه به اینکه آفریقا دارای جایگاه مهمی در سیاست خارجی کشورها محسوب میگردد، بسیاری از کشورها از جمله چین و ترکیه در تلاش هستند تا از ظرفیت های موجود در این قاره در راستای منافع خود بهره برداری نمایند و از طریق دیپلماسی عمومی، نفوذ قدرت نرم خود را در این قاره افزایش دهند. اکنون این پرسش مطرح میشود که چگونه چین و ترکیه توانسته اند دیپلماسی عمومی خود را در آفریقا ارتقاء دهند؟ در پژوهش پیش رو ابتدا با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای، به واکاوای دیپلماسی عمومی چین و ترکیه در آفریقا پرداخته شده است. سپس با روش سیستماتیک و تحلیل ماتریس سوات، تلاش شد تا با بررسی داده های گردآوری شده راهبردی ارائه گردد که از نوآوری های مقاله مذکور می باشد. ازاینرو نتایج به دست آمده دلالت بر آن دارد که چین و ترکیه با استفاده از اقدامات مختلف فرهنگی، اقتصادی، بشردوستانه، آموزشی و ... توانسته اند دیپلماسی عمومی موفقی در آفریقا داشته باشند و با استفاده از راهبرد تهاجمی نفوذ قدرت نرم خود را در این قاره افزایش دهند.