سهم زبان اردو در همگرایی مسلمانان شبه قاره هند پیش از تجزیه
نویسندگان
1 گروه اردو، دانشکده زبان ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhic.2018.262461.653916چکیده
تا چندین سده پس از ورود مسلمانان به شبه قاره هند، زبانهای عربی و فارسی بهترتیب زبان دینی و دیوانسالاری مسلمانان بودند. البته نفوذ و گسترش زبان فارسی در این سرزمین در دوره اسلامی، با هیچ زبان دیگری قابل مقایسه نیست. با اینحال این زبانها با زبانهای محلی و عمومی رایج در مناطق مختلف هند نیز در ارتباط بودند و میان آنها داد و ستد و وامگیری وجود داشت. برخی از زبانهای محلی عناصری از زبانهای فارسی و عربی و گاه ترکی از جمله رسمالخط عربی را پذیرفتند. نتیجه این تعاملات در کنار شرایط اجتماعی و سیاسی و زبانی دیگر، موجب پدیدار شدن زبانی تازه در هند شد که بعدها اردو نام گرفت. به موازات ضعف زبان فارسی در هند در قرن دوازدهم و سیزدهم بهویژه پس از قیام سراسری 1857، زبان اردو بهتدریج قدرت و قوت گرفت و به زبان دینی، مذهبی و علمی و اجتماعی مسلمانان و نماد مسلمانی تبدیل و زبان نخست بسیاری از ادیبان و فعالان دینی و سیاسی چون سرسید احمدخان، ظفرعلیخان، ابوالکلام آزاد، محمد علی جناح و اقبال لاهوری شد و در نهایت جایگزین زبان فارسی گردید. این مقاله، با مطالعه تاریخچه مختصر شکلگیری و رونق زبان اردو در مناطق مختلف هند، نقش این زبان را در اتحاد و همگرایی مسلمانان بهویژه از میانه قرن نوزدهم به بعد بررسی کرده است.