بررسی رابطه تردید حرفهای، شناخت صاحبکار و قضاوت حسابرس
نویسندگان
1 استادیار گروه حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22103/jak.2021.17535.3485چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه تردید حرفهای و شناخت صاحبکار بر قضاوت حسابرس است. این پژوهش قضاوت حسابرس را در چند مرحله از فرآیند تصمیمگیری، بررسی میکند تا رابطه بین آنها در هر مرحله را تعیین کند. هدف این پژوهش بررسی این موضوع است که آیا سطوح مختلف تردید حرفهای بین حسابرسان (تردید حرفهای کم یا زیاد) و شناخت صاحبکار (مثبت، منفی و صفر) بر قضاوتهای حسابرس تأثیر دارد یا خیر؟ روش: تحقیق حاضر با استفاده از روش آزمایشگاهی 3×2 تلاش میکند تا تأثیر متغیرهای مستقل (تردید حرفهای و شناخت صاحبکار) را روی متغیر وابسته (قضاوت حسابرس) ارزیابی کند. نمونه آماری این پژوهش 155 نفر از افراد شاغل در حرفه حسابرسی بود که به صورت روش نمونهگیری در دسترس انتخاب گردیدند. یافتهها: حسابرسانی که دارای شناخت منفی صاحبکار هستند بیشتر احتمال دارد که خطا رخداده را بهعنوان تقلب شناسایی کنند، به عبارت جزئیتر، شناخت منفی از صاحبکار باعث میگردد حسابرس، صاحبکار را کمتر مورد اعتماد بداند. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که تأثیر متغیر شناخت صاحبکار بر قضاوت حسابرس برای حسابداران با سطح تردید حرفهای کم، بیشتر است. بهعبارتدیگر، میتوان گفت که شناخت قبلی صاحبکار تأثیر بیشتری بر افراد با تردید حرفهای کم و یا خوشبین دارد. نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد تصمیمات و قضاوتهای حسابرس تحت تأثیر سطح تردید حرفهای و شناخت صاحبکار است. ارتقای سطح تردید حرفهای، راهکاری برای پیشگیری از سویههای رفتاری است، بویژه برای افرادی که باوری پذیری بیشتری نسبت به عموم دارند.