مکتوبی از پاریس: مصطفیفاضل پاشا و نقد ساختار قدرت در عثمانی
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه لرستان
doi
10.22059/jhic.2018.244918.653826چکیده
در دورۀ سلطنت محمود دوم و عصر تنظیمات، زمینه برای شکلگیری نسلی از متفکران تجددخواه عثمانی موسوم به نوعثمانیان فراهم شد که آرای انتقادی خود علیه دولت را صورتبندی کردند. الگوی بدیلی که نوعثمانیان برای شیوۀ حکومت عرضه کردند، آبشخور غربی داشت و در مقایسه با اصلاحاتی که تا آن زمان پیشنهاد شده بود، وجوه متمایز معینی داشت. یکی از چهرههای برجستهای که در شکلگیری و تأثیرگذاری جریان فکری نوعثمانیان نقش پررنگی ایفا کرد، مصطفیفاضلپاشا، شاهزادۀ منتقد مصری بود. وی در نامهای به سلطان عبدالعزیز، ساختار اقتصادی و سیاسی دولت عثمانی را به پرسش گرفت. محتوای این نامه که به «مکتوبی از پاریس» شهرت یافته است، از دو منظر قابل بررسی است؛ نخست نقد ساختار اقتصادی و سیاسی عثمانی و دوم ارائۀ راهکارهایی چون ضرورت الگوگیری از غرب، بسط «حریت» و پذیرش حکومت مشروطه یا بهتعبیر آن روزگار «نظام سربستانه». در این مقاله کوشش شده است تا از طریق تحلیل انتقادی محتوای این نامه در زمینۀ تاریخی و گفتمانی نگارش آن، ابعادی از تلاش متفکران نوعثمانی در جهت نقد ساختار قدرت و ارائۀ الگوی بدیل سیاسی بررسی شود.