لوایح انتقادی میرزامحبعلی‌خان ناظم‌الملک در ردّ ادعاهای ارضی نمایندگان عثمانی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه فرهنگیان

doi
10.22059/jhic.2018.246550.653836
چکیده

روابط ایران و عثمانی، در سده­های متمادی، بسیار پرفراز و نشیب و همراه با جنگ و صلح بود. توسعه­طلبی ارضی در مرزهای شرقی، سیاست ثابت دولت عثمانی بود. با انعقاد عهدنامۀ دوم ارزنه­الروم (1263/1847)، جنگ‌های متعدد و طولانی پایان یافت و مقرر شد اختلاف­ها به‌ویژه دربارۀ مرزها در کمیسیون­های تحدید حدود و از راه مذاکره حل و فصل شود. با الویت دیپلماسی به جای جنگ، فصل جدیدی در روابط دو دولت آغاز شد. فصلی که هنوز مطالعۀ بایسته دربارۀ آن صورت نگرفته است. نوشتار حاضر می‌کوشد تا نشان دهد که مأموران عثمانی چون درویش­پاشا و خورشیدپاشا چگونه در کمیسیون­های تحدید حدود می‌کوشیدند توسعه­طلبی ارضی دولت عثمانی را در شکل و قالب دیگری دنبال کنند. میرزامحبعلی­خان با نگارش لوایح انتقادی، ماهیت اهداف نمایندگان عثمانی را روشن ساخت و به نقد و ردّ ادعاهای ارضی آنها پرداخت. پژوهش حاضر با روش تاریخی و رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، با تکیه بر اسناد و منابع اصیل به این پرسش­ها پاسخ می­دهد که ادعاهای ارضی نمایندگان عثمانی بر چه پایه و اساسی استوار بود؟ و نقد و ردّ ادعاهای آنها از سوی نمایندۀ ایران تا چه حد منطقی و مستدل بود؟