حقالزحمه حسابرسی: شواهد اولیه از نقش برخی متغیرهای محذوف
نویسندگان
1 استادیار گروه حسابداری، دانشکده علوم مالی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه حسابداری،دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
3 دانشجوی دکتری گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
4 استادیار گروه حسابداری، پردیس فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران.
doi
10.22103/jak.2021.17928.3536چکیده
هدف: اغلب پژوهشهای کمّی حوزه حقالزحمه حسابرسی در داخل کشور از مشکلات روش شناسی متعددی از جمله سوگیری ناشی از متغیرهای محذوف همبسته رنج میبرند. پژوهش حاضر نه تنها سعی کرده است مشکل مذکور را مرتفع نماید، بلکه نقش احتمالی چندین متغیر محیطی مانند تعیین حقالزحمه قبل از شروع کار را آزمون کند.روش: برای نیل به این هدف، 1029 شرکت-سال مشاهده از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 7 ساله 1396-1390 آزمون شدهاند. از دو الگوی حداقل مربعات معمولی و گشتاورهای تعمیمیافته برای تخمین الگوهای رگرسیونی، استفاده شده است.یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که حقالزحمه حسابرسی سال قبل رابطه مثبت و معناداری با حقالزحمه حسابرسی سال جاری دارد. ضریب تعیین الگو برای الگوی برآورد الگوی حقالزحمه حسابرسی با دادههای سال جاری، بالاتر از برآورد حقالزحمه حسابرسی براساس دادههای سال قبل است، ولی این تفاوت از نظر آماری معنادار نیست. مطابق دیدگاه قیمتگذاری دستهای، حقالزحمه حسابرسی میان دورهای رابطه منفی و معناداری با حقالزحمه پایان سال دارد.نتیجهگیری: نتایج ارائه شده توسط پژوهش حاضر بیانگر آن است که عوامل مؤثر بر حقالزحمه حسابرسی در بازار حسابرسی ایران، متفاوت از آن چیزی است که پژوهشهای قبلی در سطح بینالملل، مستند کردهاند. چنین شواهدی پیشنهاد میکند هم قانون گذاران و هم پژوهشگران در قانون گذاری و مطالعات حقالزحمه حسابرسی، به عوامل محیطی، عنایت بیشتری داشته باشند.