مقایسه (میانِ) و نقد (بر) شرح‌های ترنس اروین و رابرت بولتن درباره‌ی روش‌های ارسطو در علم

نویسندگان

1 مدرس/ دانشگاه حکیم سبزواری

2 استاد دانشگاه

3 هیئت علمی دانشگاه

4 عضو هیئت علمی موسسه حکمت و فلسفه

doi
10.30465/lsj.2019.5210
چکیده

ساختار علم ارسطو استنتاجی است و به مقدماتی نیاز دارد که از طریق استنتاج به دست نیامده باشند. بنابراین، شناخت ‏مقدمات علم مرحله مهمی در پژوهش‌های علمی به‌حساب می‌آید. ارسطو در تحلیل‌ها و توپیکا دو روش استقراء و ‏جدل را برای این مرحله پیشنهاد می‌کند. شارحان ارسطو دراین‌باره اختلاف‌نظر دارند. به عنوان نمونه، بولتن استقراء و ‏اروین جدل را ترجیح می دهد. مطابق تفسیر بولتن ارسطو فیلسوفی تجربه‌گرا است که از داده‌های جزئی محسوس ‏آغاز می‌کند و به کمک استقراء به شناخت اصول کلی علم می‌رسد. اروین معتقد است پژوهش‌های ارسطو، به‌مثابۀ ‏فیلسوفی عقل‌گرا، از دسته خاصی از مشهورات آغاز می‌شود و اصول علم از طریق نوع خاصی جدل شناخته می‌شود. ‏در این مقاله تفاوت‌های دو تفسیر بولتن و اروین، ناظر بر موضوع روش شناخت اصول علم، را نشان می‌دهیم. سپس ‏برخی از مهم‌ترین اشکالات تفسیر ایشان را بررسی می‌کنیم و در پایان پیشنهادهایی برای رسیدن به تفسیر مطلوب ارائه ‏می‌دهیم.‏