تأثیر متقابل منازعات ملی -منطقهای بر دولت-ملتسازی ناقص در عراق
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه روابط بینالملل، واحد کرج،دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
3 عضو هیأت علمی گروه روابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
doi
10.22034/isj.2020.118374چکیده
دولت-ملتسازی فرایندی است که از طریق انباشت قدرت مبتنی بر اشباع سرزمینی، ثبات سیاسی-اقتصادی و همبستگی اجتماعی معنی پیدا میکند. اما این روند درخاورمیانه با نواقصی همراه شد که منازعههای طولانی مدت حاصل از آن، همزمان با تحولات نوین جهانی، این منطقه از جهان را با خطر واگرایی و حتی تجزیه دولت-ملتها مواجه کرده است. عراق به عنوان یکی از کشورهای این منطقه در آغاز هزاره سوم، علیرغم گذار از نظامی دیکتاتوری به ساختاری دموکراتیک، در احاطه منازعات ملی-منطقهای قرار گرفته است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی با تبیین روند متفاوت دولت-ملتسازی در عراق و بررسی انواع منازعات دامنهدداری که مانع از پیدایش دولتی کارآمد و ملتی منسجم در این کشور شده، به دنبال پاسخ به این سوال است که؛ منازعات ملی-منطقهای و روند دولت-ملتسازی در عراق چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ نتایج مطالعات نشان میدهد رابطهای دوسویه و معکوس بین این دو برقرار است. بدین مفهوم که روند ناقص دولت-ملتسازی منازعات متعددی را ایجاد کرده که به تداوم این روند معیوب و نهایتاً به تشدید و گسترش منازعات ملی-منطقهای منجر شده است.