ایمان به مثابه مفسّر تجربۀ زیبایی در عرفان علامه طباطبایی

نویسندگان

1 دانشگاه صدا و سیما

2 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران، گرایش فلسفه متعالیه.

3 استادیار علوم قرآنی دانشگاه ادیان و مذاهب.

doi
10.22034/ksiu.2021.1153
چکیده

ایمان از مقولۀ معرفت است و می‌توان آن را اوج تجربۀ مؤمنانه محسوب کرد. از سویی، تجربۀ زیباشناختی، نیرومندترین تجربۀ زیستی است که زندگی آدمی را معنادار و پویا می‌سازد. یکی از سؤالات مطرح در این باب، این است که تجربیات زیبایی‌شناختی چه رابطه‌ای با تجربیات مؤمنانه دارند. هدف: مقالۀ حاضر، به این پرسش در قلمرو عرفان علامه طباطبایی با روش نظری(توصیفی- تحلیلی) پاسخ داده است. روش: روش تحقیق در این مقاله، اسنادی و با توجه به فرضیۀ اتخاذ شده، در زمرۀ تحقیقات توصیفی(غیر آزمایشی) است. تکنیک کار به روش نظری(توصیفی-تحلیلی) و گردآوری اطلاعات به شیوۀ کتابخانه‌ای صورت گرفته است. یافته‌ها: این مقاله با واکاوی روابط سه‌گانۀ زیبایی، ایمان و عرفان شروع می‌شود و نسبت آنها را در نحوۀ تفکر و اندیشیدن انسان و وسعت دنیای او می‌یابد. نتیجه‌گیری: تجربۀ زیبایی، پرتویی از تجلی حقیقت است در ساحت خیال؛ اما امر زیبا، در افقی بالاتر از تجربۀ زیبایی، تنها با دل‌آگاهی یافت می‌شود که از مقولۀ ایمان و معرفت است. ایمان در نظر علامه، برآمده از محبت به خداست و تجربه‌های زیباشناختی هم با جذبه‌ای هم‌سنخ با محبت همراه‌اند. پس برای رابطۀ ایمان و امر زیبا، باید به واکاوی معنای محبت پرداخت. اما امر زیبا محدود به محسوسات نیست، بلکه حقیقت زیبایی امری معقول است؛ وانگهی، همان زیبایی محسوس هم از باطنی برخورداراست که باید آن را کشف کرد.