کاربست «نظریه مکتب» در تاریخ نگاری دوره اسلامی: امکان یا امتناع
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhic.2017.239389.653792چکیده
در پژوهشهایی که از سده بیستم میلادی درباره تاریخنگاری دوره اسلامی انجام شد، الگوهایی ارائه گردیدکه دستکم بر یکی از چهار مؤلفه زمان، موضوع، ساختار و خاستگاه جغرافیایی مؤلفان، متکی بود. در این بین، مؤلفه «خاستگاه جغرافیایی مؤلفان آثار» که با عنوان «نظریه مکتب» شناخته میشود، تاریخنگاری دوره اسلامی را به دو مکتب اصلی حجاز به مرکزیت مدینه و عراق به مرکزیت کوفه تقسیم میکند و اعتبار روایتهای تاریخی را بر این اساس مورد سنجش قرار میدهد. با این حال شواهد نشان میدهد که این نظریه برای دستیابی به هدف خود کارساز نیست و تنها در فهم تطور موضوعهای مختلف تاریخنگاری اسلامی همچون فتوحنگاری، نسبنگاری و سیرهنگاری میتواند سودمند باشد.