تحلیل اسطوره ای مخاطرات

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تهران

3 دانشیار فلسفه، دانشگاه تهران

4 دانشیار فلسفه، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhsci.2015.55061
چکیده

  انسان همواره در پی شناخت پدیده‌های مخاطره‌آمیز محیط اطراف زندگی بوده است. افراد و جوامع همواره به رابطة معنادار بین پدیده‌ها معتقد بودند و بیشتر از طریق احساس و تصورات ذهنی آنها را درک می‌کردند. درک تطور این شناخت یک ضرورت است. موضوعی که در این مقاله به آن پرداخته می‌شود، ارتباط و هماهنگی شناخت اسطوره‌ای با پدیده‌های مخاطره‌آمیز است. در این راستا به این پرسش پاسخ می‌دهیم که چرا مخاطرات اسطوره‌ای تفسیر می‌شدند و چرا تفسیر اسطوره‌ای مخاطره‌های طبیعی و انسانی بین جوامع مختلف، متفاوت بوده است. از‌این‌رو در نوع تفسیر اسطوره‌ای پدیده‌ها، نگرش‌های متفاوتی پدید آمده است. این مقاله با استفاده از روش قیاسی و استقرایی و از طریق مطالعات کتابخانه‌ای تهیه شده است. به‌نظر می‌رسد تبیین اسطوره‌ای، نوعی نگرش برای تفسیر انسانی از مخاطرات است. در این نگرش، انسان از علل علمی رخدادها اطلاعی ندارد و قادر به تفسیر علمی نیست‌؛ همچنین در آن جنبة عقلانی (منطقی) کمتر مشاهده می‌شود‌. چنین تفسیری شامل پنداشت‌ها، باورها و داستان‌هایی است که تنها در محدودة تاریخ گذشته است. هرچند در حال حاضر نیز به‌شکل مدرن خود را ظاهر می‌سازد، آنچه در اسطوره گذشته و حال بازتاب داده شده، پاسخ به نیازها، دلهره‌ها، آرزوها و خواست‌های انسان است؛ انسانی که دیگر ابزارهای تشخیص وی هنوز به مرحله‌ای از بلوغ نرسیده است که خود را بی‌نیاز از اسطوره بداند. در این مقاله تلاش می‌شود که به‌نحوی این نگرش بررسی شود. 

کلیدواژه‌ها