نقد و بررسی اصول نورشناسی غلامحسین جونپوری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی

2 عضو هیات علمی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhic.2017.237268.653786
چکیده

در این مقاله فصل دوم از کتاب جامع بهادرخانی با موضوع نورشناسی برای شرح و نقد برگزیده شده است. سوال مبنایی این مقاله بررسی میزان اثرپذیری نورشناسی جامع بهادرخانی از مکاتب قدیم و جدید است. فرضیه اصلی این است که جامع بهادرخانی با وجود تمام پیشرفت‌های حاصل شده در نورشناسی جدید، همچنان بر اساس متون نورشناسی هندسی دوره یونانی و دوره اسلامی موجود در زمان خود به نورشناسی می‌نگرد و پافراتر از ریاضیات اقلیدسی نمی‌گذارد. این در حالی است که بر اساس مصادیقی از روابط هندسی و آخرین اکتشافات نجومی که جونپوری در کتاب خود بدان اشاره می‌کند، احتمالا او از آخرین تحولات نورشناسی هندسی جدید زمان خود نیز مطلع بوده است. حال بر اساس این فرضیه اصلی، فرضیه‌ دیگری نیز به ذهن خطور می‌کند و آن اینکه: نورشناسی به طور خاص و ریاضی به طور عام شامل حساب، هندسه، نجوم و نورشناسی، در قرن نوزده میلادی شبه قاره بیشتر جنبه هندسی داشته و از عمق فلسفی بی‌بهره بوده است.

کلیدواژه‌ها