نقش تعدیل‌گر استقرار کمیتۀ حسابرسی و تخصص حسابرس در صنعت بر ارتباط بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود واقعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه مالی، دانشگاه استانبول، استانبول، ترکیه.

2 دکتری گروه مالی و حسابداری، دانشگاه سلجوق، قونیه، ترکیه.

doi
10.22103/jak.2021.15585.3221
چکیده

هدف: هدف از این پژوهش، بررسی نقش تعدیل‌گر استقرار کمیتۀ حسابرسی و تخصص حسابرس در صنعت بر ارتباط بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود واقعی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با حجم نمونة 133 شرکت برای سال‌های 1397-1388است. روش: فرضـیه‌هـای پژوهش بـا بهـره‌گیری از الگوهـای رگرسیونی چند متغیره آزمون و برای سنجش جریان نقد آزاد از الگوی چن و همکاران (2016) و به منظور آزمون معیارهای مدیریت سود واقعی از الگوی کوهن و زاروین (2010) استفاده گردید. همچنین برای سنجش متغیرهای تعدیل‌گرِ استقرار کمیتۀ حسابرسی و تخصص حسابرس در صنعت به‌صورت ساختگی از اعداد صفر و یک استفاده شده است.  یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از ارتباط بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود واقعی از طریق هزینه‌های تولید غیرعادی و جریان نقد عملیاتی غیرعادی است، اما بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود واقعی از طریق هزینه‌های اختیاری غیرعادی ارتباط معنا‌داری مشاهده نگردید. بنابراین، متغیرهای تعدیل‌گر با دو معیار هزینه‌های تولید غیرعادی و جریان نقد عملیاتی غیرعادی آزمون شدند و مشخص گردید استقرار کمیتۀ حسابرسی و تخصص حسابرس در صنعت، ارتباط بین جریان نقد آزاد و مدیریت سود واقعی را تضعیف می‌کند.  نتیجه‌گیری: وجود کمیتۀ حسابرسی کارآمد به عنوان ناظر درون‌سازمانی می‌تواند قدرت مدیریت برای دستکاری صورت‌های مالی را محدود و رفتار فرصت‌طلبانۀ وی را برای استفاده از جریان‌های نقد آزاد جهت مدیریت سود از طریق اتخاذ تصمیم‌های عملیاتی کنترل نماید. همچنین، حسابرسان متخصص در صنعت به عنوان ناظران برون‌سازمانی با نظارت بر فرآیند گزارشگری مالی، هم از طریق حسابرسی صورت‌های مالی و هم از طریق تأثیر متقابل بر سازوکارهای داخلی حاکمیت شرکتی، می‌توانند باعث محدودتر شدن استفاده ناکارا از جریان‌های نقد آزاد شرکت توسط مدیریت گردند.