مدلسازی و پیشبینی سری زمانی شاخصهای خشکسالی با روشهای یادگیری ماشین بهمنظور مدیریت مخاطرات (مطالعۀ موردی: منطقۀ شرقی اصفهان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری سنجش از دور، گروه مهندسی نقشهبرداری، پردیس دانشکدههای فنی، دانشگاه تهران، ایران
2 استادیار، گروه مهندسی نقشهبرداری، پردیس دانشکدههای فنی، دانشگاه تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری سنجش از دور، گروه مهندسی نقشهبرداری، پردیس دانشکدههای فنی، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22059/jhsci.2015.53921چکیده
خشکسالی پدیدهای پیچیده و مخاطرهآمیز در کل جهان بهویژه ایران بهشمار میآید. تعیین و پیشبینی شدت خشکسالی میتواند در مدیریت مخاطرات ناشی از آن مؤثر باشد. برای تعیین شدت خشکسالی از شاخصهایی استفاده شده که به دو دستۀ کلی شاخصهای هواشناسی و سنجش از دور تقسیم میشوند. مهمترین شاخص هواشناسی، شاخص بارش استانداردشده (SPI) و در شاخصهای سنجش از دور نیز، شاخصهای مستخرج از پوشش گیاهی (NDVI) و شاخص دمای سطح زمین (LST) بوده است. برای مدلسازی رفتار سری زمانی این شاخصها و همچنین پیشبینی مقادیر آیندۀ آنها، روشهای یادگیری ماشین توانستهاند کارایی زیادی از خود نشان دهند. این مقاله نیز قصد دارد کارایی چهار روش مهم یادگیری ماشین یعنی شبکۀ عصبی (NN)، رگرسیون بردار پشتیبان (SVR)، ماشین بردار پشتیبان کمترین مربعات (LSSVM) و همچنین یک سیستم فازی بر پایۀ شبکۀ عصبی تطبیقی (ANFIS) را برای مدلسازی شاخصهای هواشناسی و سنجش از دور منطقۀ شرقی اصفهان از سال 2000 تا 2014 و پیشبینی مقادیر آنها در 2015 و 2016 بررسی کند. دادههای بهکاررفته، سری زمانی NDVI و LST ماهوارۀ مادیس و سری زمانی دادۀ میزان بارش ماهواره TRMM منطقۀ مطالعاتی است. در ابتدا، سری زمانی شاخصهای وضعیت گیاهی (VCI) و شاخص پوشش گیاهی دمایی (TVX) از دادههای NDVI و LST و سری زمانی SPI-دوازدهماهه از دادههای مقدار بارش ساخته شده است. در ادامه رفتار این سه سری زمانی، توسط هر چهار روش یادشده مدلسازی شده که مطابق با نتایج، SVR بیشترین کارایی و NN کمترین کارایی را در بین این روشها داشته است. سرعت عملکرد LSSVM و سپس ANFIS نیز بیشتر از سایر روشها بوده است. در پایان، با طراحی یک سیستم استنتاج فازی (FIS)، وضعیت خشکسالی در دو فصل بهار و تابستان 2000 تا 2016 بررسی شده که نتایج نشان از نرمالبودن وضعیت بهار در همۀ سالها بهجز دو سال 2000 و 2011 و خشکسالی شدید تابستان در همۀ سالها بهجز چهار سال 2000، 2010، 2011 و 2014 داشته است. در واقع این پژوهش قصد داشت بهکمک روشهای یادگیری ماشین و استفاده از سری زمانی دادههای سنجش از دور و هواشناسی و تلفیق آنها در یک سیستم FIS، راهکاری را برای مدلسازی رفتار خشکسالی و پیشبینی و پایش آن در آینده ارائه دهد.