ابعاد و شیوههای نفوذ راهبردی دشمن در سامانۀ «نگرشی» نظام دینی از منظر آموزههای قرآنی- روایی
نویسندگان
1 دکتری تخصصی الهیات؛ علوم قرآن و حدیث، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال
2 دکتری تخصصی الهیات؛ علوم قرآن و حدیث
doi
10.22034/ksiu.2021.1156چکیده
هدف: هدف از نگارش این مقاله، تلاش برای شناخت قرآنی- روایی اهداف، ابعاد و روشهای یکی از مهمترین و پیچیدهترین تهدیدهای وجودی- ماهیتی علیه نظام و حاکمیت دینی؛ یعنی «نفوذ راهبردی» بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که به روش کتابخانهای و مبتنی بر روش تفسیر اجتهادی با گرایش تفسیر موضوعی تدوین شده است. آیات قرآن و روایات بر پایۀ مؤلفههای مرتبط و اثرگذار در «نفوذ راهبردی» معادلیابی تطبیقی، تحلیل محتوا، مفهومسازی و مقولهبندی شدهاند. یافتهها: «نفوذ راهبردی» که با محوریت جنگِ شناختی- ادراکی صورت میپذیرد، همۀ ابعاد بینشی- معرفتی، نگرشی- انگیزشی و کنشی- منشی نظام دینی را در سطوح ساختاری، نهاد رهبری، حاکمان، نخبگان و تودۀ مردم هدف قرار میدهد. این نوشتار به نفوذ راهبردی در حوزۀ «نگرشی- انگیزشی» پرداخته است. نتیجهگیری: معتبرسازی اصل و رأی نظام سلطه در قالب تغییر زاویۀ دید نسبت به نظام باطل، پذیرش مرجعیت حاکم به طاغوت و عبور از جهاد کبیر، نخستین گام آن است. ناپپدانمایی دشمنیِ دشمن از طریق بازتعریف معیارهای دشمنشناسی، به هم ریختن مرزبندیها با دشمنان، امتزاج حق و باطل، تزیین دشمن و تبدیل تبرّی از دشمن به تولّی و موالات، خودیپنداری دشمن، مرجعیتسازی و اعتباریابی مُحَرَّف و تغییر مرجعیت فکری- رفتاری، تغییر گروه مرجع تودۀ مردم و تلاش برای تغییر مرجعیت فرهنگی، ابعاد دیگر چنین نفوذی است. در حوزۀ حکمرانی نیز تغییر معیارها و سنجهها با تبدیل معیارگرایی به شخصیتگرایی، تغییر تلقی از حکمرانی در مسئولان، تغییر ترجیحات و شکلدهی خط تردید، گامهای پسین آن را تشکیل داده است.