نوسازی و احزاب سیاسی: مطالعه موردی دولت هاشمی رفسنجانی
نویسندگان
1 دکترای علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.
2 استاد مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.
doi
10.22034/isj.2018.89786چکیده
هدف این مقاله بررسی ظهور پدیده سیاسی و اجتماعی به نام احزاب سیاسی، در دورهای خاص در تاریخ ایران معاصر است تا درکی عمیقتر و دقیقتر از احزاب سیاسی در ایران ارائه سازد. سوالی که این مقاله به آن پاسخ میدهد مربوط به ظهور رهبران حزب کارگزاران سازندگی ایران و نقش مدرنیزه کردن دولتهاشمی رفسنجانی است. به منظور انجام این کار، در میان سه نظریه اصلی، نظریه نوسازی به عنوان چارچوب نظری انتخاب شده است. این مقاله همچنین از تجزیه و تحلیل اطلاعات ثانویه به عنوان روش تحقیق استفاده میکند. در نظریههای جدید مدرن سازی، به جای تمرکز بر "انواع ایده آل"، تمرکز به سمت ویژگیهای تاریخی خاص هر جامعه تغییر میکند. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که مداخله و مدرنیزه کردن دولت هاشمی رفسنجانی با ظهور رهبران حزب کارگزاران به طور مستقیم ارتباط دارد. تلاشهای مدرنیزاسیون این دولت تغییر قابل توجهی در شاخصهای توسعه ایران به وجود آورد که منجر به احیای طبقه متوسط جدید ایران شد و پایهای برای تشکیل حزب کارگزاران و پیروزیهای آن در انتخابات بعدی بود. این حزب به عنوان حامی اصلی اصلاحات سیاسی و اقتصادی، آزادیهای اجتماعی و فرهنگی در عرصه سیاسی ایران تبدیل شد.