تغییرات اجتماعی معابد بابلی پس از شورش‌های بابل در سال ۴۸۴ پیش از میلاد: براساس نظریۀ نظام دسترسی محدود

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30465/shc.2026.52709.2641
چکیده

علی‌رغم پیشرفت‌های قابل‌توجه در مطالعات هخامنشی، ابهامات اساسی دربارۀ شورش‌های ۴۸۴ پیش از میلاد همچنان پابرجا هستند. مسائلی چون دلایل بنیادین این قیام‌ها، نقش دقیق معابد در شکل‌گیری و گسترش آن‌ها، و عواقب دراز مدت این رویدادها بر ساختار قدرت در بابل هنوز پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای نیافته‌اند. تصور سنتی از خشایارشا به عنوان شاهی خشن که معابد بابلی را تخریب کرده، با شواهد باستان‌شناسی و متون میخی همخوانی ندارد. این پژوهش در پی پاسخ به این سوال است که سیاست خشایارشا در قبال معابد بابلی پس از شورش‌های سال ۴۸۴ پیش از میلاد چگونه بود و این سیاست چه تأثیراتی بر ساختار اجتماعی بابل گذاشت؟ همچنین نقش معابد در شورش‌های بابل علیه خشایارشا و علل شکل‌گیری این قیام‌ها کدام بود؟ این تحقیق با استفاده از روش تحلیل تاریخی و بهره‌گیری از نظریۀ نظم دسترسی محدود داگلاس نورث، جان والیس و بری واینگست انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد خشایارشا برخلاف تصورات سنتی، سیاستی هوشمندانه و عملگرایانه اتخاذ کرد که بر بازآرایی ساختار قدرت متمرکز بود. او به جای تخریب معابد، رانت‌ها را از خانواده‌های شورشی بابلی شمالی به خانواده‌های محلی وفادار منتقل کرد. این استراتژی شامل تمرکززدایی از قدرت، ایجاد رقابت سازنده بین نخبگان جدید، و افزایش وابستگی آن‌ها به دربار بود. در نتیجۀ این تغییرات اجتماعی، ثبات بلندمدت در منطقه برقرار شد و دیگر شورش‌های قابل توجهی علیه حکومت هخامنشی در بابل رخ نداد.