نظم‌بخشی در آشوب: خانقاه‌ و کارکردهای اجتماعی آن در سدۀ هشتم هجری برپایه سفرنامه‌ی ابن‌بطوطه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری باستان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار گــروه باســتان شناســی، دانــشکده ادبیــات و علــوم انــسانی، دانــشگاه تهــران، تهــران، ایــران

doi
10.30465/shc.2026.53122.2654
چکیده

به دنبالِ فروپاشی حکومت متمرکز ایلخانی در سدۀ هشتم هـ.ق، جامعه ایرانی با خلأ نظم و مدیریت مواجه شد. این پژوهش، با تکیه بر مشاهدات دست‌اول ابن‌بطوطه در سفرنامه‌اش، نشان می‌دهد که خانقاه‌ها در این بحران، از جایگاهی صرفاً معنوی فراتر رفته و به کانون‌های خودجوش و چندکاره‌ای برای پاسخ به نیازهای فوری اجتماعی بدل شدند. بررسی گزارش‌های این سیاح مراکشی آشکار می‌سازد که کارکرد خانقاه بسته به بافت محلی هر منطقه به‌شکل چشمگیری متنوع بود: در خوزستان (مانند آبادان و شوشتر) به سازمانی برای امنیت راه‌ها و اطعام رایگان مسافران؛ در عراق عرب (نجف و کربلا) به محوری برای تحکیم هویت شیعی؛ در فارس (خاصه لارستان) به بستری برای همیاری و اقتصاد اخلاقی مردمی؛ و در بلادروم (آناتولی) به پایگاهی برای شبکه جوانمردان (فتیان) که اداره امور شهری را بر عهده گرفتند. فعالیت‌هایی چون اطعام، مدیریت اوقاف و مراسم جمعی در این فضاها، در عمل به ابزارهایی برای توزیع منابع، ایجاد انسجام و بازتولید نظم اجتماعی تبدیل شدند. از این رو، روایت ابن‌بطوطه گواهی است بر اینکه خانقاه در این عصرِ آشوب، نه نماد گریز از جامعه، بلکه نماد تاب‌آوری و بازآفرینی نظم از درون جامعه بود. این پژوهش، سفرنامه ابن‌بطوطه را به‌سانِ سندی زنده از توانایی نهادهای اجتماعی ریشه‌دار در ایفای نقش جایگزین در شرایط فروپاشی حکومت مرکزی تحلیل می‌کند.