«جنگِ روایتها» برایِ تصاحبِ سنایی؛ کالبدشکافیِ دو پارادایمِ کلاسیک و مدرن
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.48308/hlit.2025.242548.1447چکیده
«مسئلۀ سنایی» و ناهمخوانیِ بنیادین میانِ ساحتهایِ گوناگونِ آثارِ او ـ از مدایحِ درباری و هزلیاتِ بیپروا تا زهدِ متعالی ـ چالشی دیرپا در تاریخِ ادبیاتِ فارسی است که غالباً به معمایی زندگینامهای فروکاسته میشود. واکاویِ تاریخِ خوانشهایِ دیوانهای این شاعر آشکار میسازد که دو جریانِ مسلطِ سناییشناسی، یعنی سنتِ تذکرهنویسیِ کلاسیک و پژوهشهایِ متنمحورِ مدرن، علیرغمِ تفاوتهایِ روششناختی، در یک پیشفرضِ معرفتشناختی همداستان بودهاند: «مغالطۀ کُلنگری» یا اصرار بر کشفِ وحدتی ارگانیک در آرشیوی ذاتاً ناهمگون.این تمایلِ مفرط به یکپارچهسازی، ریشه در فرافکنیِ ناخودآگاهِ مختصاتِ «فرهنگِ چاپ» بر «فرهنگِ نسخهبرداری» دارد؛ جایی که مفهومِ مدرنِ «اثر» (بهعنوانِ کلیتی منسجم و بازتابدهندۀ مؤلفی واحد) جایگزینِ واقعیتِ سیالِ تولیدِ متن در دورانِ پیشامدرن شده است. در حالی که پارادایمِ کلاسیک میکوشید با ابزارِ «گزینش و سانسور»، تصویری قدیسگونه و پیراسته از شاعر برسازد، پژوهشگرانِ مدرن با بهرهگیری از ابزارِ «سنتز»، در پیِ حلِ منطقیِ تناقضات و ترسیمِ شخصیت روانشناختیِ منسجم برایِ شاعر بودهاند.گذر از این بنبستِ تفسیری، نیازمندِ پذیرشِ چارچوبِ «کثرتِ کارکردی» است. در این نگرش، سنایی نه بهمثابۀ مؤلفی با دغدغۀ وحدتِ درونی، بلکه همچون «صنعتگری» ماهر تصویر میشود که متونی کارکردی را به اقتضایِ «موقعیت» و برایِ کارکردهایِ اجتماعیِ متفاوت ـ از دربار و محافلِ خصوصی تا خانقاه و منبر ـ تولید کرده است. بدینسان، تضادهایِ موجود در «دیوان»، نه بازتابِ آشفتگیِ ذهنِ تولیدکننده، بلکه محصولِ ماهیتِ «آرشیوی» آثار و پیامدِ گردآوریِ پسینیِ قطعاتی است که در واقع برایِ خوانشِ یکجا و همزمان طراحی نشده بودند.