بررسی و نقد مبانی نظریۀ جامعۀ باز پوپر با نظر به مبانی جامعۀ معتدل الاهی
نویسندگان
1 دکترای مدرّسی معارف؛ عضو هیئت علمی و استادیار گروه معارف دانشگاه اراک
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
doi
10.22034/ksiu.2021.1160چکیده
هدف: هدف از انجام این پژوهش، نقد مبانی نظری «نظریۀ جامعۀ باز» یا همان «لیبرال دموکراسی منفی» کارل پوپر بود. روش: پژوهش حاضر به روش نقد معرفتشناختی و ابطال روش ابطالگرایی در فلسفۀ علم پوپر صورت گرفت. یافتهها: هرچند پوپر در نظریهاش خواهان تحقق جامعهای مبتنی بر قبول اصالت فرد، محوریت قانون و تساوی در برابر آن، دموکراسی و آزادی بود، اما شرط تحقق همۀ این اصول را صرفاً بروز و نمود حذفی ارادههای انسانی میدانست. نظریۀ وی بر فرض «جهانهای سهگانه» در هستیشناسی، «ابطالگرایی» در فلسفۀ علم و «استحالۀ کسب یقین» در معرفتشناسی استوار شده و در مقابل این نظریه، نظریۀ مردمسالاری دینی قرار دارد که در قرائت اسلام ناب بر پایۀ قبول مبدء و معاد و منزلتِ خلیفهاللهی انسان، مبتنی بر «رئالیسمِ» هستیشناختی، «اثباتگراییِ تجربی و عقلانی و وحیانی» در فلسفۀ علم و «امکان و بلکه ضرورت کسب یقین» در معرفتشناسی استوار شده است. نتیجهگیری: نتایج حاصل از مقالۀ حاضر میتواند تناقض موجود در ادعای «اصلاحات گامبهگام منفی»، طرح شده از سوی اصلاحطلبان پوپری در دنیای اسلام و ایران اسلامی را عیان سازد و رهیافتی به یکی از بنیادیترین و تاریخیترین مسائل حوزۀ فلسفۀ سیاست؛ یعنی «مبانی مشروعیت در تحقق و بقای حکومت» باشد.