ارائه الگوی کمی تصمیم‌گیری چندشاخصه جهت اولویت‌بندی پوشش حمایتی خانوارها با رویکرد امنیت غذایی (مورد مطالعه: کمیته امداد امام خمینی)

نویسندگان

1 استاد گروه مدیریت صنعتی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

2 کارشناس ارشد گروه مدیریت صنعتی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه مدیریت صنعتی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

4 دانشیار گروه مدیریت صنعتی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

doi
10.22054/qjss.2026.84187.2870
چکیده

اگرچه در نظام‌های رفاهی مدرن، مسئولیت اصلی تأمین رفاه اجتماعی و پرداخت یارانه‌ها بر عهده دولت‌هاست، اما تجربه نشان داده است که سیاست‌های کلان دولتی گاهی قادر به شناسایی و پوشش تمامی لایه‌های فقر، به‌ویژه در شرایط بحران اقتصادی و تورم، نیستند. نهادهای حمایتی و خیریه‌ها در اینجا نه به‌عنوان جایگزین دولت، بلکه به‌عنوان نهادهای «مکمل» عمل می‌کنند تا گروه‌هایی را که از تور حمایتی دولت جا مانده‌اند یا نیازهای خاص و موردی دارند، تحت پوشش قرار دهند. ازاین‌رو، تأمین نیازهای اولیه به‌ویژه تغذیه برای اقشار آسیب‌پذیر برای بسیاری از مؤسسات خیریه و فعال در ارائه خدمات انسان دوستانه در اولویت قرار دارد. بااین‌حال، چالش اصلی این نهادها محدودیت منابع و لزوم تخصیص بهینه آن‌ها به نیازمندترین گروه‌ها برای جلوگیری از هدررفت منابع است. پژوهش حاضر با رویکردی کاربردی، یک الگوی کمی جدید برای پاسخ به این چالش ارائه می‌دهد. این روش بر مبنای تلفیق روش‌های چندشاخصه است که بر روی خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد در شهرستان گل‌بهار اجراشده و داده‌های ۱۵۰ خانوار با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شده است. در این الگو، از ترکیب روش‌های سوآرا و واسپاس جهت شناسایی مهم‌ترین عوامل و رتبه‌بندی خانوارها استفاده شده است؛ به‌طوری‌که برای وزن‌دهی شاخص‌ها از روش «سوآرا» و برای رتبه‌بندی نهایی خانوارها از روش «واسپاس» بهره گرفته شده است. نتایج نشان می‌دهد که «سطح درآمد پایین»، «اشتغال اعضای خانوار» و «اندازه خانوار» به ترتیب با اوزان ۰.۱۱۰، ۰.۱۰۱ و ۰.۰۹۳ مهم‌ترین شاخص‌های امنیت غذایی در سطح خرد هستند. برخلاف روش‌های سنتی توزیع یکسان، الگوی پیشنهادی با شناسایی دقیق خانوارهای پرخطر، امکان مداخله هدفمند را فراهم می‌کند.