چهره بستن شاه طهماسب اول در ذهنیت عامه بر اساس قصه‌ای از مردم خراسان:

نویسندگان

1 استادیارگروه تاریخ دانشگاه علامه طباطبائی ، تهران، ایران.

doi
10.30465/shc.2024.46170.2486
چکیده

    ادبیات عامه دربردارنده نوعی تجربه، تخیل، آگاهی، آرزوها،ناکامی­ها و دردها و به طور کلی ذهنیتی است که در بین عامه راجع به گذشته، اکنون و آینده وجود داشته است. چنین بستری برای پژوهشگرانی که در پی فهم عمیق­تر کنش عامه در تاریخ و برداشت آنها از عناصر و مقولات تاریخند، بسیار مهم می­نمایاند. در اینجا بر اساس منابع مختلف تاریخی و با محوریت قصه­ای عامیانه از مردم خراسان برهم کنش زمینه تاریخی و متن قصه مذکور مورد مطالعه قرار گرفته است. روش پژوهش پیش­رو بر پایه توصیف و تحلیل تاریخی و بازشناسی عناصر گفتمانی عصر شاه طهماسب از منابع این دوره و از دل قصه منتخب استوار شده است و کار بر پایه کنکاش راجع به بهره­گیری از جنبه­های برجسته چهره این شاه صفوی در جهت پدیداری یک روایت فرهنگی گسترده یا گفتمان­سازی پیش می­رود. در این قصه که متعلق به مردم خراسان است شاه طهماسب با جریانی شگرف و جادویی در لباس درویشی از شاهی به مسکنت و فقر می­رسد و برخوردار از حمایت خدا و ائمه شیعه است، او سپس به لباس بازرگانی درمی­آید و سرانجام به پادشاهی بازمی­گردد. آنچه در این قصه راجع به او ذکر شده درکنار پاره­ای از اعتقادات و باورهای مذهبی و غیر آن تا حدود بسیاری در راستای همان تصویری است که در واقعیت تاریخی شاه طهماسب تلاش بر آن داشته که از چهره­اش ترسیم شود و این قصه به طرزی کامیابی نسبی شاه را در این زمینه بیان می­کند.

کلیدواژه‌ها