سیاست گذاری عمومی و انسجام اجتماعی : بازخوانی انتقادی سیاستهای دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران
نویسندگان
1 استادجامعه جامعه شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشیارعلوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22054/qjss.2026.90563.2953چکیده
مقاله حاضر با هدف بازخوانی انتقادی جایگاه انسجام اجتماعی در سیاست گذاری عمومی ایران در دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشته شده است. جامعه ایران در چهار دهه گذشته بارها با شوکها و بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه بوده است؛ بحرانهایی که اگرچه در مقاطع مختلف موجب فعالشدن سرمایه اجتماعی و همبستگی کوتاهمدت شدهاند، اما به دلیل ضعف اعتماد نهادی و فقدان اصلاحات ساختاری، نتوانستهاند به انسجامی پایدار منجر شوند. یافتههای تحقیق حاضر که به روش تحلیل نظری و ثانویه حاصل شده نشان میدهد چرخه انسجام و تابآوری اجتماعی در ایران ماهیتی ناپایدار و متناوب دارد. در دورههایی مانند سازندگی و اصلاحات، سیاستهای توسعه زیرساختی، گسترش آموزش عالی، بهبود نسبی رفاه اجتماعی و تقویت طبقه متوسط، به افزایش اعتماد، مشارکت و امید اجتماعی کمک کرده و زمینهساز انسجام بیشتر شدهاند. در مقابل، تعلیق اصلاحات، غلبه رویکردهای ایدئولوژیک، تمرکزگرایی سیاسی و نادیدهگرفتن مطالبات اجتماعی در سالهای بعد، موجب فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش تعلق ملی، گسترش فساد و تعمیق شکافهای اجتماعی شده است. این ناپایداری ریشه در ساختار متمرکز سیاستگذاری، غلبه نگاه امنیتی کوتاهمدت و فقدان عدالت ساختاری دارد. بر این اساس، بازسازی انسجام اجتماعی نیازمند گذار به حکمرانی یادگیرنده و مشارکتی، تقویت اعتماد نهادی، شفافیت، عدالت اجتماعی و اتخاذ سیاستهای ایرانمحور و عقلانی است.