روایت دانش‌آموزان از کشاکش ساختار و عاملیت در آموزش: مطالعه‌ای کیفی در دورۀ متوسطۀ اول شهر ایلام

نویسندگان

1 استاد، گروه جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 استادیار، گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

3 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

doi
10.22054/qjss.2026.89996.2939
چکیده

چکیده   هدف از انجام این پژوهش فهم روایت دانش‌آموزان از نظام آموزشی بوده است. پارادایم پژوهش تفسیری؛ رویکرد کیفی و روش روایت‌پژوهی بوده است. میدان مطالعه دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطۀ اول (شهر ایلام) بوده و برای گردآوری اطلاعات از مصاحبۀ عمیق استفاده شده و تا مرحلۀ اشباع نظری از 12 نفر مصاحبه به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری بهره گرفته شد و از تحلیل تماتیک (مضمونی) برای دسته‌بندی کد‌ها استفاده شد. در مجموع 120 مضمون فرعی؛ 33 مضمون اصلی و 10 فرامضمون حاصل شد. که عبارتند از: کشاکش جبر و اختیار در حضور، نهاد مدرسه به مثابۀ جزیرۀ حبس، رهبری آموزشی همدلانه در مدرسه، زوال سرمایۀ فرهنگی- اجتماعی در مدرسه، در تکاپوی آرمان، ضرورت بازنگری در فناوری انضباطی، انسداد خلاقیت و تخصص، نابسندگی تام (زیرساخت‌های آموزشی)، فقدان بازنگری در سیاست‌های آموزشی و نابرابری در نظام آموزشی. می‌توان بیان داشت که ارزیابی دانش‌آموزان از نظام آموزشی، دو وجهی است. این ارزیابی یک وجه مثبت دارد که ناشی از وجود صمیمیت و دوستی میان دانش‌آموزان در مدرسه است و وجه دوم ارزیابی منفی است و وجهۀ پررنگ‌تری دارد که گاه فضای زندان را برای آنان تداعی می‌کند و در صورت بی‌توجهی مسئولین امر، به سوی فقدان مرجعیت و رهاشدگی خواهد رفت.