جهان زندگی انسان دارای معلولیت از منظر نیازها: از واقعیت کالبد محدود تا تجربه ناب سوژگی

نویسندگان

1 استادیار، گروه جامعه‌شناسی دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22054/qjss.2026.84447.2863
چکیده

مسئله مداری تحقیق بر سهم ناچیز انسان های دارای معلولیت در ادبیات علوم اجتماعی، مبتنی است. روش شناسی تحقیق بر رویکرد تلفیقی مبتنی است.جامعه آماری، توان خواهان تحت پوشش بهزیستی اردبیل هستند.داده های کمی با استفاده از پرسشنامه استاندارد و از بین نمونه آماری 374 نفری گردآوری شده است.روش تحقیق در رویکرد کیفی تحلیل مضمون است. داده های کیفی به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 19 نفر گردآوری شده است. تحلیل داده های کمی نشان دهنده تراکم نیازهای اساسی بی پاسخ مانده در جمعیت نمونه است. فقر، بیماری، نگرانی،آرزومندی، عزت طلبی،مغفول ماندن،حذف شدن و تحقیر مضامین پایه استخراج شده هستند که در قالب سه مضمون درماندگی، تکاپو برای گذر از بدن محدود و دیگری تعمیم نیافته سازماندهی شدند. بر پایه یافته های کمی و کیفی برای توصیف جهان زندگی این افراد از مضمون فراگیر «تقلا برای بودن با تنانگی قیدمند» استفاده شد. جهان زندگی انسان دارای معلولیت نه قابل تقلیل به معلولیت است و نه می توان در شناخت جهان زندگی اش از کالبد محدود او غفلت کرد. مواجهه این انسان با نیازهای خود به واسطه تنانگی قیدمندش، تجربه ای ناب از سوژگی است. تجربه ای که شناخت آن می تواند برای شناخت نوع انسان، راهگشا باشد.