شیوههای تأثیرپذیری شاعران سدۀ سیزدهم افغانستان از غزلیات میرزا عبدالقادر بیدل با تکیه بر اشعار میر هوتک افغان و غلام محمد طرزی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/hlit.2025.237798.1352چکیده
میرزا عبدالقادر بیدل (ت ۱۰۵۴ ق. پتنه، هندوستان، ف ۱۱۳۳ ق. دهلی هند) شاعر و نمایندۀ برجسته سبک هندی که با غزلهای وی این سبک به اوج خود میرسد، وی اندکی بعد از وفاتش در افغانستان و ماوراءالنهر از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار شد و غزلهایش مورد توجه شاعران منطقه قرار گرفت، تا جایی که بسیاری از شاعران میکوشیدند تا به استقبال از غزلهای وی شعر بسرایند. این روند بهحدی گسترش یافت که حدوداً یک قرن (از اواسط قرن ۱۸ تا اواسط قرن ۱۹ م) را عصر بیدلگرایی نامیدهاند. در سدۀ سیزدهم بسیاری از شاعران مطرح این کشور بهنحوی پیرو بیدل بودند. میر هوتک افغان (۱۱۸۰- ۱۲۴۲ ق) و غلام محمد طرزی (۱۲۵۴-۱۳۱۸ ق)، از شاعران مطرح این سده مورد مطالعۀ این تحقیق است که تا کنون پیرامون این دو شاعر در این خصوص و با چنین عنوان، تحقیقی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روشهای اسنادی و تحلیل محتوایی، روشهای تأثیرگذاری بیدل دهلوی بر شاعران سدۀ سیزدهم افغانستان را با تکیه بر غزلهای دو شاعر مزبور در سطوح ساختاری و محتوایی مورد مطالعه قرار میدهد. این پژوهش نشان میدهد که این دو شاعر، با تقلید و اقتفا از غزلهای بیدل و با استفاده از عناصر شعری و مضامین اشعار وی، شعرهای زیادی سرودهاند که تأثیرپذیری ایشان از بیدل در سطوح ساختاری و محتوایی خیلی برجسته و محسوس است. شباهتهای ساختاری (شکل و فرم) و شباهتهای محتوایی (مضامین و موضوعات) میان اشعار افغان و طرزی و بیدل نشان میدهد که اشعار هردو شاعر از نظر مضامین و محتوا با مضامین غزلهای بیدل شباهت و همخوانی زیاد دارد و هم در سطوح ساختاری از قبیل وزن، قافیه، ردیف و واژگان نیز از غزلهای بیدل پیروی کردهاند که البته شباهتهای ساختاری نسبت به محتوایی بیشتر و برجستهتر است.