ناعقلانیت واقعیت، بازسازی مفهومی و مسئله ضرورت در علوم فرهنگی: مورد خاص ریکرت و وبر
نویسندگان
1 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22054/qjss.2025.85241.2878چکیده
این مقاله با تکیه بر رویکردهای نوکانتی استدلال میکند چون واقعیت تاریخی-فرهنگی، نامتناهی و فاقد صورت عقلانی پیشین است، شرط امکان شناخت آن بازسازی روشمند به میانجی مفاهیم است. اگر وحدت و کلیت در واقعیت فینفسه نیست، ضرورت و عینیت علمی علوم فرهنگی از کجا میآید؟ پاسخ بر دو محور پیش میرود: یکم اصل انتخاب و تعیین هدف و علایق شناختی برای مرزبندی حوزه پژوهش؛ دوم صورت بندی مفهوم و ابژه برای یکپارچه کردن عناصر برگزیده در نظم مفهومی. بر این مبنا ریکرت با ایده ربط ارزشی نشان میدهد چگونه فرد تاریخی ساخته میشود و چگونه ارزشها، معیارهای بیناذهنی هدایتِ انتخاب و نظمبخشی را ممکن میکنند، به گونهای که ضرورت از سطح امر انضمامی و «وجودی» به سطح «اعتباری» منتقل میشود. وبر در امتداد و نقد ریکرت، ایدئال تایپها را به کار میگیرد تا عینیت را نتیجه سنجش فاصله واقعیت با آن نشان دهد؛ امر انضمامی پس از مقایسه و سنجش بسندگی علّی و معنایی از راه قواعد تجربی استقرایی شناخت پذیر میشود. جمع بندی این است که ضرورت در علوم فرهنگی نوکانتی از واقعیت فی نفسه برنمیخیزد، بلکه از ترکیب اصل انتخاب و صورت بندی مفهومی پدید میآید و خصلت هنجار- مفهومی دارد، نه متافیزیکی.