کدام تفسیر از نظریه کوانتوم مناسب علوم اجتماعی در قرن 21ام است؟
نویسندگان
1 استادیار گروه فیزیک دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22054/qjss.2025.81925.2831چکیده
در مقاله حاضر تلاش شده که با معرفی تفاسیر موجود از نظریه کوانتوم، نشان داده شود کدام تفسیر برای بسط این نظریه به ساحت علوم اجتماعی در قرن جدید مناسبتر است. معیار قضاوت در مورد اینکه کدام تفسیر مناسبتر است رجوع به تفسیری است که قادر باشد با عبور از مادیگرایی جایی برای ذهن بهعنوان یک پدیده فیزیکی، ولی غیرمادی بگشاید. نشان داده شد که تفاسیر ابزارگرایانه و هستیشناسانه مادیگرا از مکانیک کوانتوم مناسب این هدف نیستند؛ بدین خاطر که در این تفاسیر جهان در شکل بنیادی آن چیزی فراتر از ماده نیست و جایی برای ذهنیت بهعنوان یک پدیده فیزیکی با قدرت علّی متفاوت از ماده باز نمیشود. مورد دیگر تفاسیر ایدئالگرای سومشخص است که در آن یک عامل بیرونی نظیر عاملیت مشاهدهگر انسانی منجر به فروپاشی تابع موج میگردد. با توجه به اینکه چالش اصلی در علوم اجتماعی کنشهای آگاهانه افراد مشارکتکننده در شکلدهی آن پدیده است، این تفسیر نیز ویژگی لازم موردنظر را ندارد. درنهایت نشان داده شد که تفاسیر ایدئالگرای اولشخص از نظریه کوانتوم برای بسط این نظریه به ساحت علوم اجتماعی مناسبتر هستند؛ بدین خاطر که این تفاسیر برای ذرات در سطح بنیادی نوعی ذهنیت و خودآگاهی بدوی قائلاند. در ادامه با بهکارگیری تفاسیر ایدئالگرای اولشخص چارچوب تحلیلی تحت عنوان «رویکرد پدیدارگرایانه کوانتومی» پایهریزی شده است که دیگر برخی از مشکلات رویکرد کوانتومی معرفیشده توسط الکساندر وندت را ندارد.