برساخت معنا پیرامونِ محلۀ جعفرآباد

نویسندگان

1 دانشیار جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استادیار جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

3 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22054/qjss.2025.78460.2766
چکیده

این مقاله فرآیند برساخت معنا در محله جعفرآباد در کلانشهر کرمانشاه را بررسی می‌کند. چهارچوب نظری پژوهش مبتنی بر آرای راب شیلدز در باب «فضاسازی اجتماعی» است. روش پژوهش مردم‌نگاری و فنون گردآوری داده‌ها شامل مصاحبه و مشاهده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که فقر تأسیسات زیرساختی و خدماتیِ محله به همراه فعالیت‌های گوناگون اهالی در زندگی روزمره سبب نوعی «فضاسازی اجتماعی» پیرامون محله شده است که ایماژه‌های متعددی آن را پشتیبانی می‌کنند. 1. مواجهه جعفرآبادی‌ها با لات‌ها در ابتدای شکل‌گیری محله سبب برساخت اسطوره-فضای «تهور» و «شجاعت» در محله شد؛ 2. نزاع‌های دسته جمعی مکرر به مرور مفهوم «خشونت» را نیز بدان اضافه کرد. 3. کمبود فضاهای عمومی به همراه کوچه نشینی زنان، سبب ظهور ایماژه‌ «روستایی» در محله شد. 4. در چهار دهۀ اخیر اقتصاد پویا و خودبنیادی در حوزۀ ضایعات، فروش دام و فروش مرغ در محله پا گرفتند که به لحاظ ریخت‌شناسی چهره محله را نازیبا کردند. بنابراین به مرور معانیِ محلۀ «خودبنیاد و پویا»، «آشفتگی منظر»، مردمان «سختکوش» و «خدمات ارزان و در دسترس» و «بهداشت ناکافی» در برخی معابر تجاری نیز به شبکه معانی قبلی اضافه گردید.

کلیدواژه‌ها