مشروطهخواهی در ایران عصر قاجار؛ گفتمانی در خدمت قوام دولت متمرکز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتر جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشیار جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 استاد مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22054/qjss.2025.83705.2856چکیده
قرائت پرنفوذی از تاریخ مشروطه ارائه شده که به موجب آن مشروطیت برابر عدالتطلبی، آزادیخواهی، قانونخواهی قلمداد شده است. بسیاری تاریخنگاران اندیشه نیز تحولات این دوره تاریخی را با مقوله بحران هویت توضیح میدهند. پژوهش حاضر در تمایز از این بینشها، با کاربست روش دیرینهشناسانه و تبارشناسنه میشل فوکو، دو رخداد بزرگ جنگهای ایران و روس و گسترش بیماریهای مسری و مرگآور وبا و طاعون را بدل به مسئله کرده و به زمینهای پرداخته است که ذیل آن گفتمان سیاسی حاکم و نظم معنایی و نمادین مستقر در جامعه فروپاشید. چنین تبیینی از سویی با مقولات و تبیینهای هویتی همخوان نیست؛ از سویی دیگر با بررسی رسالات روشنفکران قاجاری این نتیجه حاصل آمد که نه عدالتطلبی و نه آزادیخواهی دالهای مرکزی گفتمان مشروطه نبوده و اینها دالهای شناوری هستند که به خدمت دال مرکزی در میآیند که همانا «انتظام دولت» است. یافتههای پژوهش بیانگر این هستند که مشروطهخواهی بیش از آنکه گفتاری در رهایی و آزادی باشد گفتاری در نظم است و خواهان دولتی است که بتواند بیش از پیش بر مردم حکومت کند و وجوه متعدد زیست آنها را رصد نماید. دولتی که بیشتر به مردم شکل دهد تا بهتر به خدمت دولت درآیند.