تحلیل جایگاه آموزشوپرورش چندفرهنگی در محتوای برنامۀ درسی علوم اجتماعی و فارسی دورۀ ابتدایی بهروشِ آنتروپیشانون
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه
doi
چکیده
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و تحلیل محتوای دروس فارسی و علوم اجتماعی دورۀ ابتدایی براساس مؤلفههای آموزش چندفرهنگی است. کلیۀ کتابهای درسی علوم اجتماعی و فارسی (بخوانیم) دورۀ ابتدایی بهعنوان جامعۀ آماری این تحقیق به کار رفته است. محتوای پژوهش حاضرْ با روش آنتروپیشانون تحلیل شده و واحدهای تحلیلْ متن (پاراگراف)، تصویرها و فعالیتها (جمله) بوده است. چارچوب نظریِ این بررسی شامل مقولهها و مؤلفههای مرتبط با آموزش چندفرهنگیِ پرتکرار در پژوهشها و نظریههای مرتبط با این رویکرد و همچنین اسناد بالادستی بوده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که از مجموع 3265 واحد ضبط شمارششده در کتابهای درسی مذبور، در دورۀ ابتدایی، فراوانیِ مفاهیم و مؤلفههای آموزش چندفرهنگی تنها 436 مورد (کمتر از 7 درصد) است که مؤلفههایی همچون انعکاسِ تنوع قومی، مذهبی و محیطی و تنوع استفاده از روشهای تدریس، ارزشیابی، مواد و محیط یادگیری است و بیشترین میزان بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت را در همۀ واحد ضبط شمارششدۀ کتابهای تعلیمات اجتماعی و بخوانیم دورۀ ابتدایی دارد. کمترین میزان بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت به بُعد آموزش ضدتبعیض و ضدتعصب نژادی مربوط است. با عنایت به این مهم و براساس یافتههای پژوهش حاضر، بازنگری در برنامههای درسیِ یادشده، برای توجه بیشتر به مؤلفهها و شاخصهای کمتر موردتوجه، ضرورتی محتوم است. نهاد آموزشوپرورش با اتکا به این نوع قالبها (برنامۀ درسی چندفرهنگی) میتواند نقش برجستهای در تقویت و ترویج هویت هر کشوری ایفا کند و حیات فرهنگی آن را تضمین کند.