دیرینهشناسی تعیّنِ نظمِ گفتمانیِ باستانگرایانه در سیاستهای فرهنگی پهلوی اول (با تأکید بر سازمان پرورش افکار و سازمان پیشاهنگی ایران)
نویسندگان
1 دانشکده علوم اجتماعی تهران
doi
10.22054/qjss.2025.75032.2675چکیده
مقاله حاضر، با رویکردی دیرینهشناسانه و با تکیه بر مفهوم «کنشهای کلامی جدی» فوکو و «پروبلماتیک» آلتوسر، چگونگی شکلگیری و تثبیت نظم گفتمانی باستانگرایانه در سیاستهای فرهنگی دولت پهلوی اول را مطمح نظر قرار می دهد. پرسش محوری، تجلی و عینیتیابی این نظم گفتمانی در سیاستهای فرهنگی آن دوره است.گفتارهای باستانگرایانه ناسیونالیست های ایرانیِ پیشا مشروطه و در امتدادِ و پیوست با آن، تاریخ نگاریِ ناسیونالیستیِ مورخان بعدی(پیرنیا، اقبال آشتیانی، نفیسی و...)، در پراکسیس و کردارهای حکمرانیِ نخستین دولتِ مدرن ایران تعیّن می یابد و الگوی عملِ دولت قرار می گیرد. به سخن دیگر، گفتارهای ناسیونالیستی، بهویژه در «سازمان پرورش افکار» و «سازمان پیشاهنگی ایران»، به مثابه بسترهای اصلی هدایت رفتار (حکومتمندی) و با هدف شکلدهی به زیستجهان سوژههای خود، با کشف و شناسایی بیماری «مادر وطن» به مثابه پیشاتاریخِ بیماریِ روحی سوژهها، و تربیت اذهان و بدنها در این دو سازمان، در راستای تقویت «روح جامعه» و « تقویت قوای ملّت »، بدنمندی جامعه پروبلماتیک می گردد. دست آخر، گویی معالجۀ این «مرضِ روحی» قرار است با داروهای مُسَکنِ «میهنپرستی»، «وفاداری به شاه» و «خداپرستی»که با تعابیر تربیت اخلاقی مدام بازتولید و بازتکرار می شود، درمان شود.